تماس   آشنایی    مقاله    گفت‌وگو‌    صفحه‌ی نخست‌ 
 
 

گفتگو با جوانی تنها


در لندن، شهری با ده‌هاهزار ایرانی، صدها و صدها مرکز کسب و تجارت وطنی، با چندین نهاد پناهندگی، فرهنگی و هنری ... باز او هم‌چنان تنهاست. و من برای هزارمین بار از خودم پرسیده‌ام: اگر نهاد‌های دست‌ساخته‌ی خارج کشوری‌مان پس از ربع قرن «مدنیت» یافته بودند؛ رسانه‌ها و روزنامه‌هایمان «روزنامه» و «رسانه» می‌بودند، در شبانه‌روز چه تعداد از این «خدا»‌گم‌کردگان را یافت می‌کردیم؟

خیال خام را به رؤیای شبانه بسپاریم و پای صحبت این جوان هم‌وطن‌ بنشینیم.

* * *

* عزیز جان، مایلی با اسم واقعی‌ات صدایت کنم؟
- در مصاحبه؟
* آره، در مصاحبه‌ای که قرار است منتشر شود.
- مگر چه فرق می‌کند؟
* فرق‌اش در این است که در این گفت‌وگو هر کاری بخواهم بکنم، باید با اجازه‌ی تو باشد. دوم این‌که اگر بخواهی از مشخصات واقعی‌ات استفاده کنی، باید بدانی تنها من نیستم که با سرگذشت تو آشنا می‌شوم، دیگران هم می‌دانند این تو هستی که خاطرات چاپ شده.
- شما چه فکر می‌کنی؟
* با این که به سن قانونی رسیده‌ای و خودت می‌توانی تصمیم بگیری، اما اگر من به جای تو بودم راجع موضوع بیشتر فکر می‌کردم.
- پس نمی‌خواهد اسمم را بنویسید.
* خب، چه چیزی بنویسم تا خواننده بتواند با تو ارتباط بگیرد؟
- سنم را بنویسید ... هیجده ساله‌ام؛ حدود پنج سال است که در خارج زندگی می‌کنم و پدر و مادرم پناهنده هستند.
* بسیار خوب، می‌خواهی بگویی آیا با پدر و مادرت زندگی می‌کنی؟
- من که قبلاً توضیح داده‌ام ...
(ضبط را خاموش می‌کنم و به او می‌گویم که فراموش کند هر چه را تا به حال به من گفته است. به او می‌گویم: فرض کند که من از زندگی او چیزی نمی‌دانم. و بعد دوباره ضبط را روشن می‌کنم.)
* سؤالم این بود که آیا با پدر و مادرت زندگی می‌کنی؟
- نه!
* با هیچ‌کدام‌شان؟
- با هیچ‌کدام‌شان که نه (برای مدتی مکث می‌کند.) گاهی‌وقت‌ها مادرم را می‌بینم (که این جمله را با کنایه می‌گوید.)
* فقط گاهی‌وقت‌ها؟
- او گرفتاری‌های خودش را دارد!
* چرا با لبخند جوابم را می‌دهی؟
- خب دیگر!
* اگر نمی‌خواهی در این باره صحبت کنی من اصراری ندارم.
- او همیشه ما را سرزنش می‌کند که ما باعث بدبختی‌اش شده‌ایم.
* منظورت از «ما» چه کسانی‌اند؟
- من و برادرهایم.
* خودت چه فکر می‌کنی؟ آیا شما مسئول بدبختی مادرتان هستید؟
- به ما چه؟ مگر وقتی می‌خواستند بیایند اینجا از ما سؤال کردند؟
* درست می‌گویی، ما بزرگترها بیشتر وقت‌ها کارها را بدون مشورت با دیگران انجام می‌دهیم. راستی گفتی چند سال قبل به انگلیس آمدی؟
- پنج-شش سال قبل.
* از آن روزها خاطره‌ای به یاد داری؟
- تا آن‌جا که یادم می‌آید، اوایل که آمده‌ بودیم بد نبود، به ما خوش می‌گذشت.
* خب؟
- بعد کم-کم اختلا‌ف‌ها شروع شد.
* چه اختلاف‌هایی؟
- پدر و مادرم سر هر موضوعی دعوا راه می‌انداختند. مادرم بیرون می‌رفت، بابام بهانه می‌گرفت. بابام لباس مرتب می‌پوشید، مادرم می‌گفت: داری برای زن‌ها خودت را درست می‌‌کنی. خلاصه سر هر موضوع کوچکی دعوا و مرافعه بود.
* بعد؟
- بعد از چند سالی سر و کول هم زدن، به دادگاه رفتند و از هم جدا شدند.
* مسئولیت‌ شماها را چه کسی به عهده گرفت؟
- توی کاغذ، مادرم. ولی ما خودمان بزرگ شدیم. اوایل که این‌ها از هم جدا شده بودند، ما بیشتر وقت‌ها خانه بودیم، گاهی‌وقت‌ها چند روزی می‌شد که ما رنگ مادرمان را نمی‌دیدیم.
* فکر می‌کنی چرا؟
- گفتم که، او مشکلات خودش را داشت.
* یعنی چه؟
- توقع داشت ما خودمان بزرگ شویم تا او زندگی‌اش را کند.
* از پدرت بگو. آیا او به دیدن‌تان می‌آید؟
- اگر هر دو-سه هفته، یک ماه تلفن زدن و حال و احوال گرفتن، یا قراری برای بیرون گذاشتن دیدن است، آره! پس او هم به دیدن‌مان می‌آید. می‌خواهم نیاید ... ما را به دنیا آورده‌اند که این‌همه بلا سرمان بیاورند ...
(اشک در چشمانش حلقه می‌زند و بغض گلویش را می‌گیرد. سیگاری از جیب در‌می‌آورد و چند پک غلیظ به آن می‌زند. برای چند دقیقه ضبط صوت را خاموش می‌کنم و او را به حال خودش می‌گذارم. وقتی آرامش را در صورتش می‌بینم، دستگاه ضبط را دوباره روشن می‌کنم.)
* موافقی دوباره حرف بزنیم؟
(سرش را با علامت تأیید تکان می‌دهد و سیگارش در زیرسیگاری خاموش می‌کند.)
* با این سن و سال خیلی حرفه‌ای سیگار می‌کشی! (با خنده)
- شما هم می‌خواهی درس اخلاق به ما بدهی؟!
(و این جمله را با خشم ادا می‌کند، شاید عصبانیت او از گریستنش نزد یک آدم غریبه بوده باشد، تا این‌که حرف من او را ناراحت کرده باشد.)
* نه، واقعاً چنین خیالی نداشتم. فقط خواستم سر صحبت را باز کنم.
- هه! (با زیرکی می‌خندد و حتم دارم که سؤال بعد را باید حدس زده باشد.)
* تا به حال دراگ [مواد مخدر] کشیدی؟
- چند باری. (و باز با همان زیرکی ابرو می‌کشد و چشم‌هایش را برهم می‌گذارد.)
* چند بار؟
- یادم نیست، دو-سه بار. تازه مگر چه فرق می‌کند؟
* یعنی فرق نمی‌کند که تو دو بار دراگ کشیده باشی یا بیست و دو بار؟!
- واسه‌ی شما؟
* نه، برای خودت.
- نمی‌دانم ... فرق زیادی هم نمی‌کند. وقتی با دوستان هستیم، اگر آن‌ها بکشند و من نکشم حالت خوبی ندارد.
* دوست‌های تو ایرانی‌اند یا انگلیسی؟
- بیشترشان انگلیسی‌اند.
* چندتاشون دوستان صمیمی تواَند؟
(سؤالم را درست متوجه نمی‌شود و من به انگلیسی سؤال را مطرح می‌کنم. لحظه‌ای فکر می‌‌کند.)
- هیچ‌کدام‌شان!
* یعنی تو اصلاً دوست صمیمی نداری؟ کسی که اگر یک روز نبینی‌اش، دلت برایش تنگ شود؟
- دوست دخترم بود که از هم جدا شدیم.
* می‌توانم بپرسم چرا؟ خواسته‌ی تو بود یا او پا پیش گذاشت؟
- خواسته‌ی من نبود، او خودش رفت. اصلاً انگلیسی‌ها همه‌شان اینطوری‌اند، با یک نفر نمی‌مانند!
* می‌خواهی بگویی که او یک روز صبح بلند شد و تصمیم گرفت با تو قطع رابطه کند، به همین سادگی؟
(چند دقیقه‌ای فکر می‌کند و من مجبور می‌شوم دوباره ضبط صوت را خاموش کنم. پس از مدتی ادامه می‌دهد)
- چند باری با هم اختلاف پیدا کردیم، همین!
* و تو هم در بروز اختلافات نقشی نداشتی؟! (جمله را با خنده می‌گویم.)
- خب، آدم‌ها گاهی عصبانی می‌شوند و عکس‌المعل نشان می‌دهند.
* همانطور که پدر و مادرت عصبانی می‌شدند؟
(به چشم‌هایم خیره می‌شود و با ناراحتی می‌گوید)
- چرا پای آن‌ها را وسط می‌کشید؟ چرا آن‌ها را با من مقایسه می‌کنی؟
* می‌خواستم یک لحظه فکر کنی که نکند پا جا پای آن‌ها می‌گذاری.
(بیشتر ناراحت می‌شود و صورتش را از من می‌گیرد. حالتی که گویا با من قهر کرده. ده دقیقه‌ای ساکت می‌شود و حرف نمی‌زند. بعد، وقتی پیشنهاد می‌‌کنم اگر مایل باشد گفت‌وگو را همین‌جا قطع کنیم، با دلخوری می‌گوید)
- مرا با آن‌ها مقایسه کردن بی‌انصافی است.
* راست می‌گویی! جوان‌ها را با بزرگترها مقایسه کردن، کمال بی‌انصافی‌ست. از این اشتباهی که کردم معذرت می‌خواهم و امیدوارم مرا ببخشی.
(و چون جوابی نمی‌دهد، فکر می‌کنم که سکوت علامت رضاست. با این حال سؤالم را تکرار می‌کنم تا برای بار دوم مرتکب اشتباهی نشوم.)
* مایلی ادامه بدهیم؟
- آره، موافقم!
* می‌توانم بپرسم آیا تا به حال سر و کارت به اداره‌ی پلیس هم افتاده؟
- یکی-دو بار.
* یادت هست اولین بار کی بود؟
- دو-سه سال قبل.
* می‌خواهی ماجرا را تعریف کنی؟
- با بچه‌ها رفته بودیم بیرون. عصر که داشتیم برمی‌گشتیم، رفتیم به یک مغازه‌ی لباس‌فروشی. یک کاپشن برداشتم و رفتم به رختکن و آن را زیر لباسم پوشیدم. بعد که داشتیم از مغازه خارج می‌شدیم ما را گرفتند و بردند توی یک اتاق که فقط چند صندلی داشت. نیم ساعتی آن‌جا بودیم تا این‌که پلیس آمد و ما را برد به اداره‌ی پلیس.
* خب؟
- چندتا فرم پر کردیم و چون بار اول‌مان بود، آزاد شدیم.
* چرا آن کار را کردی؟ آیا واقعاً به آن کاپشن احتیاج داشتی؟
- نه، برای تفریح بود ... حوصله‌ام سر رفته بود.
* آخرین بار کی کارت به اداره‌ی پلیس کشید؟
- یکی-دو ماه قبل... اندازه‌ی چند «سیگاری» بیشتر نداشتم، اما آن‌ها قبول نکردند. به آن‌ها گفتم که برای مصرف شخصی است، ولی به گوش‌شان نرفت. این بود که شب را نگه‌ام داشتند و صبح که وکیل آمد، پرونده تشکیل دادند.
* پس ماجرا تمام نشده؟
- نه، منتظر هستم دادگاه تشکیل شود.
* به من بگو آیا تا به حال مددکار اجتماعی به شما سر زده، کمک‌تان کرده؟
- آره، زن مهربانی است که هر وقت یک‌بار به ما سر می‌زند.
* چه کمک‌هایی به تو کرده؟
- خیلی!
* مثلاً؟
- از مدرسه که می‌خواستند بیرونم کنند، یک‌ماه تمام دنبال کارم دوید، به همه‌جا سر کشید و از همه کمک خواست.
* این ماجرا چه وقت اتفاق افتاد؟
- حدوداً پارسال.
* بعد چه شد؟
- اخراجم کردند!
* از این‌که مدرسه نمی‌روی ناراحت نیستی؟
- چرا، ناراحتم. توی مدرسه یک عالمه دوست داشتیم و بیشتر وقت‌ها به ما خوش می‌گذشت، همش تفریح بود.
* پس دلت برای میز و کتاب تنگ نشده؟! (با خنده)
- نه، اصلاً.
* روزها چه کار می‌کنی؟
- می‌گردیم، با دوستام هستم.
* سر کار نمی‌خواهی بروی؟
- اگر کار خوبی گیرم بیاید و کار درست و حسابی باشد، چرا.
* منظورت از «کار درست و حسابی» چیه؟
- پول خوبی بدهند و شخصیت آدم را خرد نکنند، به آدم احترام بگذارند.
* تا به حال امتحان کردی که کاری پیدا کنی؟
- نه!
* فکر نمی‌کنی هر چه این دست و آن دست کنی، هم توقع‌ات بالاتر می‌رود و هم کار کردن برای‌ات سخت‌تر می‌شود؟
- از وضعیتی که دارم خودم هم زیاد راضی نیستم. برای همین بعضی وقت‌ها روی تختم دراز می‌کشم و ساعت‌ها فکر می‌کنم.
(در حرف‌هایش زهری نهفته که تن را می‌گزد و روح را می‌ساید. طوری که بیشتر از سن واقعی‌اش نشان می‌دهد و آدم را به فکر می‌اندازد. با این همه نمی‌خواهم گفت‌وگوی‌مان در فضایی از یأس و ناامیدی به پایان رسد. این است که موضوع را عوض می‌‌کنم.)
* اگر یک آرزو داشتی چه می‌گفتی؟
(مدت زیادی فکر می‌کند. انگار که سؤالم را جدی گرفته باشد، می‌گوید)
- یک میلیون پوند پول داشتم.
* یک میلیون پوند؟!
- آره، یک میلیون پول نقد.
* بعد؟
- کار کاسبی خودم را راه می‌انداختم و می‌شدم آقای خودم ...
(و من می‌گذارم که او در رؤیایش خوش باشد و ضبط صوت را به آرامی خاموش می‌کنم...)

* * *

 

 

 


«او»؛ رفت که رفت...


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران
(جمع بندی پروژه)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (4)
بحران اپوزسیون؛ کدام بحران ؟


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (3)
(بازگشت مخالفان حکومت اسلامی به ایران؛ زمینه ها و پیامدها)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (2)
(پروژۀ هسته ای رژیم ایران؛ مذاکره با غرب، نتایج و عواقب)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (1)
«مرجع تقلید»؛ نماد «از خودبیگانگی»


اوراسیا؛امپراطوری روسیه و حکومت اسلامی ایران
گفتگو با »سیروس بهنام»


انتقاد به «خود» مان نیز!؟
گفتگو با کریم قصیم


به گفته ها و نوشته ها شک کنیم!


استبداد سیاسی؛ فرهنگ استبدادی، انسان استبدادزده
(مستبد و دیکتاتور چگونه ساخته می شود)

گفتگو با ناصر مهاجر


کشتار زندانیان سیاسی در سال 67؛ جنایت علیه بشریت
(در حاشیه کمپین «قتل عام 1988»)

گفتگو با رضا بنائی


رأی «مردم»، ارادۀ «آقا» و نگاه «ما»
(در حاشیه «انتخابات» ریاست جمهوری در ایران)


جبهه واحد «چپ جهانی» و اسلامگرایان ارتجاعی
گفتگو با مازیار رازی


«تعهد» یا «تخصص»؟
در حاشیه همایش دو روزه لندن

گفتگو با حسن زادگان


انقلاب 1357؛ استقرار حاکمیت مذهبی، نقش نیروهای سیاسی
گفتگو با بهروز پرتو


بحران هویت
گفتگو با تقی روزبه


چرا «تاریخ» در ایران به اشکال تراژیک تکرار می شود؟
گفتگو با کوروش عرفانی


موقعیت چپ ایران در خارج کشور (2)
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


موقعیت «چپ» در ایران و در خارج کشور(1)
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


انشعاب و جدایی؛ واقعیتی اجتناب ناپذیر یا عارضه ای فرهنگی
گفتگو با فاتح شیخ


بهارانه
با اظهارنظرهایی از حنیف حیدرنژاد، سعید افشار


مصاحبه های سایت »گفت و گو» و رسانه های ایرانی
و در حاشیه؛ گفتگو با سیامک ستوده


بن بست«تلاش های ایرانیان» برای اتحاد؟!
(در حاشیه نشست پراگ)

گفتگو با حسین باقرزاده


اتهام زنی؛ هم تاکتیک، هم استراتژی
(در حاشیه ایران تریبونال)

گفتگو با یاسمین میظر


ایران تریبونال؛ دادگاه دوم
گفتگو با ایرج مصداقی


لیبی، سوریه... ایران (2)
گفتگو با مصطفی صابر


لیبی، سوریه... ایران؟
گفتگو با سیاوش دانشور


مقوله «نقد» در جامعه تبعیدی ایرانی
گفتگو با مسعود افتخاری


در حاشیه نشست پنج روزه
(آرزو می کنم، ای کاش برادرهایم برمی گشتند)

گفتگو با رویا رضائی جهرمی


ایران تریبونال؛ امیدها و ابهام ها
گفتگو با اردوان زیبرم


رسانه های همگانی ایرانی در خارج کشور
گفتگو با رضا مرزبان


مستند کردن؛ برّنده ترین سلاح
گفتگو با ناصر مهاجر


کارگران ایران و حکومت اسلامی
گفتگو با مهدی کوهستانی


سه زن
گفتگو با سه پناهندهٔ زن ایرانی


بهارانه؛ تأملی بر «بحران رابطه» در جامعه تبعیدی ایرانی
گفتگو با مسعود افتخاری


صرّاف های غیرمجاز ایرانی در بریتانیا


اتحاد و همکاری؛ ‌چگونه و با کدام نیروها؟
گفتگو با تقی روزبه


پوشه های خاک خورده(۵)
مافیای سیگار و تنباکو


پوشه‌ های خاک خورده (۴)
دروغ، توهم؛ بلای جان جامعه ایرانی


«چپ ضد امپریالیسم» ایرانی
گفت‌وگو با مسعود نقره‌کار


حمله نظامی به ایران؛ توهم یا واقعیت
گفتگو با حسین باقرزاده


پوشه های خاک خورده(۳)
تلّی از خاکستر- بیلان عملکرد فعالان سیاسی و اجتماعی


پوشه های خاک خورده (۲)
پخش مواد مخدر در بریتانیا- ردّ پای رژیم ایران


پوشه های خاک خورده (۱)
کالای تن- ویزای سفر به ایران


... لیبی، سوریه، ایران؟
گفتگو با فاتح شیخ


هولیگان های وطنی؛ خوان مخوف


زندان بود؛ جهنم بود بخدا / ازدواج برای گرفتن اقامت
گفتگو با «الهه»


فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی... (بخش دوم)
گفتکو با کوروش عرفانی


فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی؛ غلبه بر استبداد (بخش اول)
گفتگو با کوروش عرفانی


حکومت استبدادی، انسان جامعه استبدادی
گفتگو با کوروش عرفانی


چرا حکومت اسلامی در ایران(۳)
گفتگو با «زهره» و «آتوسا»


چرا حکومت اسلامی در ایران (۲)
گفتگو با مهدی فتاپور


چرا حکومت اسلامی در ایران؟
گفتگو با علی دروازه غاری


رخنه، نفوذ، جاسوسی (۲)
گفتگو با محمود خادمی


رخنه، نفوذ، جاسوسی
گفتگو با حیدر جهانگیری


چه نباید کرد... چه نباید می کردیم
گفت و گو با ایوب رحمانی


پناهجویان و پناهندگان ایرانی(بخش آخر)
گفتگو با محمد هُشی(وکیل امور پناهندگی)


پناهجویان و پناهندگان ایرانی (۲)
سه گفتگوی کوتاه شده


پناهجویان و پناهندگان ایرانی(۱)
گفت و گو با سعید آرمان


حقوق بشر
گفتگو با احمد باطبی


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفت‌وگو با کوروش عرفانی


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
«پنج گفتگوی کوتاه شده»


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با رحمان حسین زاده


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با اسماعیل نوری علا


ما و دوگانگی‌های رفتاری‌مان
گفتگو با مسعود افتخاری


ترور، بمبگذاری، عملیات انتحاری
گفتگو با کوروش عرفانی


اغتشاش رسانه‌ای
گفتگو با ناصر کاخساز


کاسه ها زیر نیم کاسه است
گفتگو با م . ایل بیگی


حکومت اسلامی، امپریالیسم، چپ جهانی و مارکسیستها
گفتگو با حسن حسام


چپ سرنگونی طلب و مقوله آزادی بی قید و شرط بیان
گفتگو با شهاب برهان


تحرکات عوامل رژیم اسلامی در خارج (۳)
انتشار چهار گفتگوی کوتاه


تحرکات عوامل اطلاعاتی رژیم اسلامی در خارج (۲)
تجربه هایی از: رضا منصوران، حیدر جهانگیری، رضا درویش


تحرکات عوامل اطلاعاتی رژیم اسلامی در خارج کشور
گفتگو با حمید نوذری


عملیات انتحاری
گفتگو با کوروش طاهری


هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است(۲)
گفتگو با مینا انتظاری


حکایت «ما» و جنبش های اجتماعی
گفتگو با تنی چند از فعالان «جنبش سبز» در انگلستان


سیاستمداران خطاکار، فرصت طلب، فاسد
گفتگو با مسعود افتخاری


هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است!
گفتگو با بابک یزدی


مشتی که نمونه خروار است
گفتگو با«پروانه» (از همسران جانباخته)


کارگر؛ طبقه کارگر و خیزشهای اخیر در ایران
گفتگو با ایوب رحمانی


تریبیونال بین المللی
گفتگو با لیلا قلعه بانی


سرکوب شان کنید!
گفتگو با حمید تقوایی


ما گوش شنوا نداشتیم
گفتگو با الهه پناهی


خودکشی ...
گفتگو با علی فرمانده


تو مثل«ما» مباش!
گفتگو با کوروش عرفانی


«تحلیل» تان چیست؟!
گفتگو با ایرج مصداقی


شما را چه می‌شود؟
گفتگو با فرهنگ قاسمی


چه چیزی را نمی دانستیم؟
با اظهار نظرهایی از: مهدی اصلانی، علی فرمانده، بیژن نیابتی، ی صفایی


۲۲ بهمن و پاره ای حرفهای دیگر
گفتگو با البرز فتحی


بیست و دوم بهمن امسال
گفتگو با محمد امینی


تروریست؟!
گفتگو با کوروش مدرسی


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است(۴)
گفتگو با مسعود نقره کار


باید دید و فراموش نکرد!
گفتگو با «شهلا»


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است (۳)
گفتگو با رضا منصوران


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است؟(۲)
گفتگو با علی اشرافی


چرا«جمهوری» اسلامی ایران سی سال در قدرت است؟
گفتگو با رامین کامران


سایه های همراه (به بهانه انتشار سایه های همراه)
گفتگو با حسن فخّاری


آغاز شکنجه در زندانهای رژیم اسلامی
گفتگو با حمید اشتری و ایرج مصداقی


گردهمایی هانوفر
گفتگو با مژده ارسی


گپ و گفت دو همکار
گفتگو با سعید افشار (رادیو همبستگی)


«سخنرانی» نکن... با من حرف بزن
گفتگو با شهاب شکوهی


«انتخابات»، مردم...(۷)
(حلقه مفقوده)

گفتگو با «سودابه» و«حسن زنده دل»


«انتخابات»، مردم...(۶)
(فاز سوم کودتا، اعتراف گیری)

گفتگو با سودابه اردوان


«انتخابات»، مردم...(۵)
گفتگو با تقی روزبه


«انتخابات»، مردم...(۴)
گفتگو با رضا سمیعی(حرکت سبزها)


«انتخابات»، مردم...(۳)
گفتگو با سیاوش عبقری


«انتخابات»، مردم...(۲)
گفتگو با حسین باقرزاده


«انتخابات»، مردم...؟!
گفتگو با فاتح شیخ
و نظرخواهی از زنان پناهجوی ایرانی


پناهجویان موج سوم
گفتگو با علی شیرازی (مدیر داخلی کانون ایرانیان لندن)


رسانه
به همراه اظهارنظر رسانه های«انتگراسیون»، «پژواک ایران»، «سینمای آزاد»، «ایران تریبون»، «شورای کار»


گردهمایی هانوفر...
گفتگو با محمود خلیلی


سی سال گذشت
گفت‌وگو با یاسمین میظر


مسیح پاسخ همه چیز را داده!
گفت‌وگو با«مریم»


«کانون روزنامه‌نگاران و نویسندگان برای آزادی»
گفت‌و گو با بهروز سورن


تخریب مزار جانباختگان...حکایت«ما»و دیگران
گفت‌وگو با ناصر مهاجر


همسران جان‌باختگان...
گفت‌وگو با گلرخ جهانگیری


من کماکان«گفت‌وگو» می‌کنم!
(و کانون ۶۷ را زیر نظر دارم)


مراسم لندن، موج سوم گردهمایی‌ها
گفت‌وگو با منیره برادران


سرنوشت نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق
گفتگو با بیژن نیابتی


اگر می‌ماندم، قصاص می‌شدم
گفتگو با زنی آواره


صدای من هم شکست
گفتگو با «مهناز»؛ از زندانیان واحد مسکونی


بازخوانی و دادخواهی؛ امید یا آرزو
گفتگو با شکوفه‌ منتظری


«مادران خاوران» گزینه‌ای سیاسی یا انتخابی حقوق بشری
گفتگو با ناصر مهاجر


«شب از ستارگان روشن است»
گفتگو با شهرزاد اَرشدی و مهرداد


به بهانۀ قمر...
گفتگو با گیسو شاکری


دوزخ روی زمین
گفتگو با ایرج مصداقی


گریز در آینه‌های تاریک
گپی دوستانه با مجید خوشدل


سردبیری، سانسور، سرطان... و حرفهای دیگر
گفتگو با ستار لقایی


بهارانه
پرسش‌هایی «خود»مانی با پروانه سلطانی و بهرام رحمانی


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله (3)
گفتگو با حسن فخاری


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله (2)
من همان امیر حسین فتانت «دوست» کرامت دانشیان هستم!
گفتگو با ناصر زراعتی


ایرانیان لندن، پشتیبان دانشجویان دربند
با اظهار نظرهایی از: جمال کمانگر، علی دماوندی، حسن زنده دل یدالله خسروشاهی، ایوب رحمانی


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله
گفتگو با رضا (عباس) منصوران


کدام «دستها از مردم ایران کوتاه»؟
گفتگو با تراب ثالث


میکونوس
گفتگو با جمشید گلمکانی
(تهیه کننده و کارگردان فیلم)*


«انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» در ایران اسلامی!؟
گفتگو با بیژن مهر (جبهه‌ی ملّی ایران ـ امریکا)


چه خبر از کردستان؟
گفتگو با رحمت فاتحی


جنده، جاکش... ج. اسلامی
گفتگویی که نباید منتشر شود


حمله نظامی به ایران؛ توهم یا واقعیّت
گفتگو با محمد پروین


گردهمایی کلن: تکرار گذشته یا گامی به سوی آینده
گفتگو با مژده ارسی


عراق ویران
گفتگو با یاسمین میظر


شبکه‌های رژیم اسلامی در خارج از کشور
گفتگو با حسن داعی


نهادهای پناهند گی ایرانی و مقوله‌ی تبعید
گفتگو با مدیران داخلی جامعه‌ی ایرانیان لندن
و
کانون ایرانیان لندن


به بهانه‌ی تحصن لندن
گفتگو با حسن جداری و خانم ملک


به استقبال گردهمایی زندانیان سیاسی در شهر کلن
گفتگو با «مرجان افتخاری»


سنگ را باید تجربه کرد!
گفتگو با «نسیم»


پشیمان نیستید؟
گفتگو با سعید آرمان «حزب حکمتیست»


هنوز هم با یک لبخند دلم می‌رود!
گپی با اسماعیل خویی


چپ ضد امپریالیست، چپ کارگری... تحلیل یا شعار
گفتگو با بهرام رحمانی


زنان، جوانان، کارگران و جایگاه اندیشمندان ایرانی
گفتگو با «خانمی جوان»


گردهمایی سراسری کشتار زندانیان سیاسی
گفتگو با «همایون ایوانی»


روز زن را بهت تبریک می‌گم!
گفت‌وگو با «مژده»


دو کارزار در یک سال
گفت‌وگو با آذر درخشان


آخیش . . . راحت شدم!
گفتگو با «مهدی اصلانی»


غریبه‌ای به نام کتاب
گفتگو با «رضا منصوران»


زندان عادل‌آباد؛ تاولی چرکین، کتابی ناگشوده...
گفتگو با «عادل‌آباد»


این بار خودش آمده بود!
گفتگو با پروانه‌ی سلطانی


چهره بنمای!
با اظهار نظرهایی از: احمد موسوی، مهدی اصلانی، مینو همیلی و...
و گفتگو با ایرج مصداقی


شب به خیر رفیق!
گفتگو با رضا غفاری


رسانه‌های ایرانی
گفتگو با همکاران رادیو برابری و هبستگی، رادیو رسا
و سایت‌های دیدگاه و گزارشگران


مراسم بزرگداشت زندانیان سیاسی (در سال جاری)
«گفتگو با میهن روستا»


همسایگان تنهای ما
«گفتگو با مهرداد درویش‌پور»


پس از بی‌هوشی، چهل و هشت ساعت به او تجاوز می‌کنند!


شما یک اصل دموکراتیک بیاورید که آدم مجبور باشد به همه‌ی سؤالها جواب دهد
«در حاشیه‌ی جلسه‌ی سخنرانی اکبر گنجی در لندن»


فراموش کرده‌ایم...
«گفتگو با شهرنوش پارسی پور»


زندانی سیاسی «آزاد» باید گردد!
گفتگو با محمود خلیلی «گفتگوهای زندان»


تواب
گفتگو با شهاب شکوهی «زندانی سیاسی دو نظام»


خارجی‌های مادر... راسیست
«گفتگو با رضا»


شعر زندان و پاره‌ای حرف‌های دیگر
«در گفتگو با ایرج مصداقی»


ازدواج به قصد گرفتن اقامت
گفتگو با «شبنم»


کارزار «زنان»... کار زار «مردان»؟!
«گفتگو با آذر درخشان»


اوضاع بهتر می‌شود؟
«گفتگو با کوروش عرفانی»


اتم و دیدگاه‌های مردم


اخلاق سیاسی


چهارپازل، سه بازیگر، دو دیدگاه، یک حرکت اشتباه، کیش... مات
«گفتگو با محمدرضا شالگونی»


کارزار چهار روزۀ زنان
گفتگو با یاسمین میظر


مرغ سحر ناله سر کن
«گفتگو با سحر»


اسکوات*، مستی، شعر، نشئگی... و دیگر هیچ!
«گفتگو با نسیم»


درختی که به خاطر می‌آورد
گفتگو با مسعود رئوف ـ سینماگر ایرانی


شاکیان تاریخ چه می‌گویند؟
پای درد دل فرزندان اعدامی


روایتی از زندان و پرسش‌های جوانان
«در گفتگو با احمد موسوی»


جمهوری مشروطه؟ !
در حاشیۀ نشست برلین «گفتگو با حسین باقرزاده»


مروری بر روایت‌های زندان
در گفتگو با ناصر مهاجر


اعتیاد و دریچه دوربین - گفتگو با مریم اشرافی


انشعاب، جدایی و ...
در گفتگو با محمد فتاحی (حکمتیست)


چه شد ... چرا این‌چنین شد؟
در گفتگو با محمدرضا شالگونی، پیرامون «انتخابات» اخیر ایران


«انتخابات» ایران، مردم و نیروهای سیاسی


گفتگو با یدالله خسروشاهی


روایتی از مرگ زهرا کاظمی


گفتگو با جوانی تنها


گفتگو با گیسو شاکری


گفتگو با لیلا قرایی


گفتگو با شادی


گفتگو با ایرج مصداقی، نویسنده‌ی کتاب «نه زیستن نه مرگ»


گفتگو با جوانان


نتیجه‌ی نظرخواهی از مردم و نیروهای سیاسی در مورد حمله‌ی نظامی امریکا به ایران


گفتگو با مهرداد درویش پور


گفتگو با نیلوفر بیضایی، نویسنده و کارگردان تأتر


سلاح اتمی ... حمله‌ی نظامی ... و دیگر هیچ!
گفتگو با محمد رضا شالگونی و یاسمین میظر


اين‌بار برای مردم ايران چه آشی پخته‌ايد؟
گفتگو با مهرداد خوانساری «سازمان مشروطه‌خواهان ايران (خط مقدم)»


به استقبال کتاب «نه‌ زیستن نه مرگ»


«بازگشت» بی بازگشت؟
مروری بر موضوع بازگشت پناهندگان سیاسی به ایران


پرسه‌ای در کوچه‌های تبعید


 
 

بازچاپ مطالب سایت «گفت‌وگو» با ذکر منبع آزاد است.   /  [www.goftogoo.net] [Contact:goftogoo.info@gmail.com] [© GoftoGoo Dot Net 2005]