تماس   آشنایی    مقاله    گفت‌وگو‌    صفحه‌ی نخست‌ 
 
 

اين‌بار برای مردم ايران چه آشی پخته‌ايد؟
گفتگو با مهرداد خوانساری «سازمان مشروطه‌خواهان ايران (خط مقدم)»


آيا واقعه ۲۸ مرداد درس آموزنده‌ای برای سلطنت و سلطنت‌طلبان ايرانی نبود؟

پيش از حمله نظامی آمريکا و انگليس به کشور عراق، جمهوری اسلامی نيروی چند هزار نفره‌ای به خاک آن کشور روانه می‌کند. اين لشکر مغزشويی شده « رسالت الهی» برعهده دارد. در پايتخت اسلامی طرحی ريخته شده تا عراق «آزاد» شده از جور صدام‌حسين به ميکروب مهلک انقلاب اسلامی آلوده شود. در «شورای عالی امنيت ملی» صحبت از جنبش شيعيان مردم عراق است.
پرسش اين است: ارتش آمريکا که به پيشرفته‌ترين سيستم موشکی از راه دور مجهز است و ماهواره‌ها کوچکترين تردد و جابجايي اين نيروهای نظامی، عقیدتی را زیر نظر دارند چرا با شليک چند موشک هدايت شونده پرونده انقلاب اسلامی در کشور عراق را برای همیشه مختومه اعلام نکرد؟ مگر در مورد ترکيه و ورود بخشی از ارتش آن کشور به شمال عراق کاری غیر از اين انجام داد؟ فکر می‌کنم پاسخ بخشی از اين پرسش را بتوان در حمله صدام حسين به کشور کويت جستجو کرد. يورشی که با مشاوره پنتاگون وچراغ سبز سازمان سيا (
CIA) انجام گرفته بود. صدام‌حسين می‌بايست به دامچاله‌ای قدم می‌گذاشت که در نهايت نابودی و ويرانی عراق را در برداشته باشد. حال اين پرسش مطرح می‌شود: آيا سناريوی حمله نظامی به خاک ايران، يک هفته پيش از شروع جنگ عراق، در تهران و واشنگتن ريخته شده است؟ اين فرضيه را مبنای گفتگو با چند شخصيت سياسی ايرانی قرار می‌دهم.

***

م.خ: آقای مهرداد خوانساری، قبل از شروع مقدمه‌ای را عرض می‌کنم. من دو پوشه‌ی پرسش با خود آورده‌ام. يکی برگرفته از درک من از مفهوم «ژورناليسم» به روايت غربی آن به اين معنا که هيچکس در هيچ مقامی از آن مصونيت برخوردار نيست که در مقابل پرسش‌های افکار عمومی شانه خالی کند. دوم، پرسش‌هایي است که با فهمی که من از «ژورناليسم» ايرانی دارم: خجالتی و گوشه‌گير و در مواقعی عافيت‌جو. حال شما مايلید گفتگوی ما در کدام يک از اين دو تعريف انجام پذيرد؟
خوانساری: بر آن تعريفی که شما خودتان شخصاً راغب هستيد و خودتان را با آن تعريف می‌کنيد.
م.خ: من تا کنون خودم را با مصاحبه‌هايم تعريف کرده‌ام. پس اجازه دهيد اين انتخاب را به شما واگذار کنم.
خوانساری: البته هدف من از انجام مصاحبه‌ اين است که مواضع و ديدگاه‌های ما به طور کامل روشن شود و شائبه‌هايی که احياناً ممکن است وجود داشته باشد، از بين برود. لذا من انتظاری جز يک برخورد درست بر مبنای آن چيزی که به نفع جامعه است، ندارم و طبيعی است که چنين چيزی با آن بخش اول همخوانی داشته باشد.
م.خ: بسيار خوب، بفرمائید طيف طرافداران سلطنت اين‌بار چه آشی برای مردم ايران پخته‌اند؟ آيا واقعه
۲۸ مرداد ۳۲ درس آموزنده‌ای برای سلطنت و سلطنت‌طلبان ايرانی نداشت؟
خوانساری: من تصور نمی‌کنم کسی در صدد پختن آشی برای کسی باشد. اين حرف‌ها باری با خود همراه دارد که با واقعيت‌ها تطبيق نمی‌کند. درسی هم اگر سلطنت‌طلبان از
۲۸ مرداد گرفته‌اند، اين بوده که بايد ديدگاه و مسايل خودشان را به طور آشکار مطرح کنند. اگر قرار است اين‌ها [سلطنت‌طلبان] اقبالی در آينده کشور داشته باشند، اين اقبال بايد به دست مردم و بدون مداخله نيروی خارجی عايد آن‌ها شود و لذا چرا، اين درس را گرفته‌اند. اگر ۲۸ مرداد يک بار منفی برای مشروطه‌خواهان و طرفداران سلطنت داشته اين بوده که به طور مثال، باقی ماندن محمدرضا شاه و يا روی کار آوردن محمدرضاشاه و سیستم او را، مردم به مداخله خارجی نسبت می‌دهند تا شکست دولت آن روز در برخورد با مسايل اجتماعی، سیساسی، اقتصادی. البته برای مردم ما مشخص نيست که اگر ۲۸ مردادی در کار نبود، آيا حکومت مرحوم مصدق می‌توانست در دراز مدت پاسخگوی نيازمندی‌های جامعه آن زمان باشد يا نه. ولی به هر حال خير، « ما» علاقمند به تجديد ۲۸ مرداد نيستيم و آينده و اقبال ما در نزد مردم می‌بايد بدون دخالت نيروی خارجی باشد.
به پرسش‌ام زاويه ديد می‌دهم. شواهدی دال بر اين حقيقت است که نسخه‌ای که برای افغانستان و عراق پيچيده شده برای ايران در حال پيچيده شدن است با اين تفاوت که اگر در عراق آقای احمد چلبی رابا پست‌سفارشی به آن کشور روانه کردند، گفته می‌شود که در مورد ايران اين مأموريت به آقای رضا پهلوی محول خواهد شد.
خوانساری: اولاً من با چنين ديدی مخالفم، چون به نظر من چنين قراينی وجود ندارد. ثانياً نه قرار است تجربه عراق برای ايران تکرار شود و نه دستی روی شانه وارث تاج و تخت ايران گذاشته شده، توسط هيچ مقامی که او بخواهد نقش احمد چلبی يا هر فرد ديگری را بازی کند. به نظر من شرايط ايران نيازمندی‌های ديگری دارد و هيچگونه شباهتی به عراق ندارد. لذا من اصلاً اين مقوله را به طور کلی رد می‌کنم. البته من معتقدم تجديد شرايط عراق برای ايران و يا چيزی شبيه آن، برای هر نيروی سياسی مخالف يک بوسه مرگ خواهد بود.
م.خ: به اين موضوع دوباره برمی‌گردم. اما از آنجا که شما هدف شرکت‌تان را در اين گفتگو، روشن کردن ديدگاه‌ها و مواضع خودتان عنوان کرديد، از ميان ده‌ها پرسشی که به مواضع و ديدگاه‌های شما ( طيف طرفداران سلطنت) مطرح است، به چند نمونه بسنده می‌کنم.
در برنامه سياسی شما بر دو اصل « موکراسی » و «حفظ تماميت ارضی» تأکيد شده . آيا قرار دادن اين دو مفهوم در يک برنامه سياسی نقض غرض نمی‌باشد؟
خوانساری: نه، چنين فکر نمی‌کنم. به خاطر اين که اگر شما در يک شرايط دموکراتيک زندگی کنيد، تماميت ارضی کشور هم علی‌رغم مشکلات و يا مخالفت‌ها می‌تواند در قالبی درست و صحيح حفظ شود. لذا اگر ما چنين سيستم دموکراتيکی به وجود آوريم، ديگر دليلی نيست تا بخواهد به تماميت ارضی ايران خدشه‌ای وارد شود.
م.خ: منظورتان را متوجه نمی‌شوم. فرض می‌گيرم « فرض محال، محال نيست» يکی از مليت‌های ايرانی در يک رأی‌گيری کاملاً دموکراتيک رأی به خودمختاری و يا حتی رأی به جدائی کامل جغرافيائی از ايران می‌دهد. شما هم ( طيف طرفداران سلطنت) حکومت مرکزی را در دست داريد. شمائی که بارها گفته‌ايد پای‌بندی کامل به رأی مردم و « دموکراسی» داريد، حالا بفرمائید اين دو مقوله « دموکراسی» و « حفظ تماميت ارضی» چگونه يکديگر را در يک برنامه سياسی تحمل می‌کنند؟
خوانساری: اولاً من باید تأکيد کنم که ما مشروطه‌خواه هستيم و اساساً مشروطه ‌خواهی يک هويت جديدی است برای آن چيزی که شما به آن سلطنت‌طلب می‌گوئید. اما من شخصاً اعتقاد به يک سیستم فدرال برای ايران دارم. من معتقدم که در آن سیستم فدرال بسیاری از مشکلاتی که ما در گذشته داشتیم، رفع می‌شود. با اين حال در يک شرایط دموکراتيک ممکن است افرادی باشند که خواستار جدائی باشند. وظيفه دولت و حکومت‌های محلی اين است که مردم را با عملکرد وسیاست‌های خودشان [دولت] متقاعد کنند تا به دنبال اينگونه روش‌ها نباشند و اين چيزی است که در گذشته در کشور ما هيچگاه سابقه‌ای با آن عنوان نداشته. چون حفظ تماميت ارضی، بیشتر متکی به آن قدرتی بود که حکومت مرکزی را داشت، نه قدرت متقاعد کردن، بلکه قدرت زور و از اين چيزها. عقیده من اين است که قانون اساسی مملکت بايد در اين زمینه...
م.خ: شما به پرسشی که من طرح کردم پاسخ نداديد. اظهار نظر شما مربوط به پرسشی بود که خودتان مطرح کرديد. با اين حال، شما می‌گوئید حکومت مرکزی بايد مردم را متقاعد کند. خب، گيريم مردم متقاعد نشدند، بعد چه؟ ارتش را به سراغ ‌شان می‌فرستيم؟ فراموش نکنيم حکومت نوپای « جهان‌وطن» جمهوری اسلامی، اولین سرکوب سيستماتيک‌اش بر سر مسئله « زمين» و حفظ تماميت ارضی ايران بود. واقعه ترکمن‌صحرا، کردستان، خوزستان و غيره را می‌گويم.
خوانساری: ببينید اين مسئله مربوط می‌شود به روش و سياست جمهوری اسلامی ايران. جمهوری اسلامی که بانی روش فدرال در ايران نبوده است. من می‌گويم برخورد ما با مليت‌ها و اقوام ايرانی بايد از نوع ديگری باشد. نوع ديگری که با گذشته تاريخی ما متفاوت باشد. لذا من نمی‌توانم بگويم که چرا جمهوری اسلامی در ترکمن‌صحرا و يا در کردستان دست به خشونت زد. الزاماً...
م.خ: من هم از شما نخواستم پاسخگوی عملکرد جمهوری اسلامی باشيد. لطفاً به کل سئوال توجه کنيد.
خوانساری: بله، مسئله اين است که عده‌ای هستند و خواهند بود که خواهان جدائی از ايران هستند. اگر ما صحبت از آزادی و دموکراسی می‌کنيم، آن‌ها هم بايد بتوانند حرف‌شان را بزنند و من هم با آن مخالفتی ندارم. چيزی که من می‌گويم اين است که اگر ايران بخواهد به خواست آنها تن بدهد، اين چيزی نيست که فقط مربوط به مردم ‌آن منطقه، آن مليت و قوم باشد. مثلاً فرض کنيم جدائی کردستان از ايران، مسئله‌ای است که به تمام ايران مربوط می‌شود. اگر قرار است نظرخواهی هم در اين زمينه شود، اين شامل تمام مردم ايران می‌شود. لذا اين مسئله‌ای است که بايد قانون اساسی و مجلس مؤسسان به دقت به آن بپردازد...
م.خ: و شما در برنامه سیاسی‌تان چنين چيزی را پيش‌بينی نکرده‌ايد؟
خوانساری: ما در برنامه سیاسی‌مان در ريز اين مسئله نرفته‌ايم اما کلمات آن را...
م.خ: بسيار خوب. برگرديم به قسمت اصلی پرسش‌ام که بی‌جواب مانده است. اگر بعد از رأی‌گیری در استان و يا در سطح کشور، مليتی خواستار جدائی جغرافيائی از ايران بود و رأی هم آورد، بفرمائید مقوله « دموکراسی » رجحان دارد يا « حفظ تمامیت ارضی» کشور؟
خوانساری: در آن صورت شما بايد تن به خواست مردم بدهيد و در اين بحثی وجود ندارد. البته موضوعی که شما می‌گوئید يک فرض کاملاً محال است و من اعتقاد دارم که اکثريت قاطع هيچ مليتی خواستار جدائی ( از ايران) نيست و برای اکثريت قاطع مردم، از جمله خود من، حفظ تماميت ارضی ايران امر مقدسی است. البته بوده‌اند کشورهائی که به صورت کاملاً دموکراتيک و با خواست و اراده مردم تجزيه شده‌اند که چکسلواکی يکی از ‌اين کشورهاست. چنانچه عرض کردم ما در دوره‌ای زندگی می‌کنيم که بايد به خواست و اراده مردم احترام بگذاريم و با زور و خشونت نمی‌شود مردم را در کنار هم نگاه داشت.
م.خ: مبحث ديگری که از برنامه سياسی‌تان مورد نظر من است اصل « آزادی مذاهب و اديان» است. طيف طرفداران سلطنت همه گاه نوشته و گفته اند که تمام مذاهب و ادیان کشور از حقوق مساوی برخوردار هستند. اما بر هیچکس پوشيده نیست ک در صد سال گذشته تاريخ اجتماعی، سیاسی ايران، کسانی که در عروسی و عزا سربريده شده‌اند « بی خدا»‌یان جامعه بوده اند، چرا شما تکليف خودتان را در یک بند با لامذهب‌ها روشن نمی‌کنيد؟
خوانساری: من بارها و بارها در صحبت‌ها و جلساتی که داشتيم خواست خودمان را ... موقعی که شما مسئله را به اين فرم مطرح می‌کنيد شايد کسی تا به حال از ما نپرسيده باشد، ولی من معتقد به خصوصی سازی مذهب هستم. یعنی خواست من و تمام کسانی که در تشکیلات ما همکاری می‌کنند اين است. یعنی اگر فردی خود را لامذهب می‌داند، مسئله شخصی است و وظيفه دولت يا حکومت نيست که بخواهد در اين جور مسائل دخالت کند.
م.خ: بله، کسی هم که خود را مذهبی می‌داند مسئله شخصی اوست. اما شما حق او را به جا آورده‌ايد. پس چرا در يک تبصره الحاقی حتی، نمی‌نويسید که بی‌دين‌ها و لامذهب‌ها هم از همان حقوق شهروندی برخوردارند.
خوانساری: همانطور که عرض کردم تا به حال کسی چنین چیزی را با ما مطرح نکرده، اما انگيزه ما از طرح خصوصی سازی مذهب، دقيقاً شامل همه جور افراد می‌شود که بی‌خداها هم شامل آن می‌شوند.
م.خ: برمی‌گرديم به صحبت اصلی‌مان. آيا شما با این مسئله موافقيد که جمهوری اسلامی در سخت‌ترین بحران سیاسی‌اش قرار دارد؟ با این فرق که راه‌حل‌های اين بحران برخلاف گذشته فقط در داخل ايران دست‌ یافتنی نيست. به زبان ديگر بسياری از داروهای « ضد سرطان» را جمهوری اسلامی بايد از آمريکا خريداری کند.
خوانساری: من فکر می‌کنم جمهوری اسلامی به بن‌بست رسيده است. اين بن‌بست و مشکلاتی که آنها دارند در تاريخ بیست و چهار سال گذشته بی‌مانند بوده. من تصور نمی‌کنم که اينها بتوانند راه‌حلی برای استمرار وضعیت موجود پیدا کنند. چون معتقدم که مخالفت با شرایط موجود، در تمام ابعاد و در بین تمام اقشار و طبقات مردم همه‌گير شده است. حتی من فکر می‌کنم خود آيت الله خامنه‌ای هم از شرایط موجود ناراضی باشد و خواستار تغییر شرایط موجود باشد...
م.خ: جداً این طور فکر می‌کنید؟
خوانساری: بله، چرا که من مخالفت‌ها و مخالفین با وضعیت موجود [ در ایران] را به دو دسته تقسيم می‌کنم. يکی آنهائی که خواهان يک نوع پالايش دادن به وضعيت موجودند و ديگری آنهائی که خواستار تغيیرات اساسی و ساختاری در سيستم موجودند. اما به نظر من واژه‌ای که شما به کار می‌بريد [خريد داروی ضد سرطان از آمريکا] مقداری از ارزش و بهای کار آنها کم می‌کند و...
م.خ: شما فرد يا طيف مشخصی مورد نظرتان است؟
خوانساری: من می‌خواهم بگويم که به هر حال آمريکا مملکتی است که سياستی دارد، مواضعی در قبال جمهوری اسلامی گرفته و اين مواضع در حال حاضر به ضرر نظام است. کما اين که چهار پنج سال قبل خانم « آلبريت» برنامه‌هائی داشت که به نفع نظام بود. ما در شرايطی هستيم که نیروهائی در خارج خواستار سازش با اصلاح‌طلبان هستند و نیروهائی در داخل، خواهان يک نوع همراهی و همکاری با کسانی‌اند که در خارجند و می‌خواهند تغییرات اساسی [در ايران] بوجود آورند. آمريکا هم نقشی در کل اين قضايا دارد، همچنانکه کشورهای بزرگ غربی دارند، حتی روسیه وچين. اما نبايد چنين مطرح کرد که بگوئیم فقط دارويش ( داروی ضد سرطان) را فقط از يک جا می‌توان تهيه کرد.
م.خ: نمی‌شود گفت؟ باشد، خواهيم ديد. بحران فعلی رژيم اسلامی را اگر دها برابر تخفيف دهيم شاید بتوان با بحران « میکونوس» مقایسه کرد. یعنی دولت‌های غربی، از جمله آمریکا که در جهت حفظ منافع‌شان هستند، خط‌ مشی جمهوری اسلامی را تعیین می‌کنند. به هر حال آقای خوانساری، اگر آمريکا به ايران حمله نظامی کند شما و تشکيلات‌تان چه موضعی اتخاذ خواهيد کرد؟
خوانساری: ما صد در صد مخالف هرگونه حمله آمريکا به ایران و هر گونه مداخله نظامی آمريکا در ايران هستیم.
م.خ: پيش از حمله نظامی به کشورهای افغانستان و عراق، آمريکا و انگلیس بازی مهیج اپوزيسيون‌سازی را شروع کردند و نیروها و سازمان‌های به اصطلاح اپوزیسیون را در یک کنفرانس به پوزیسیون‌ قانونی آن کشورها تبديل کردند. خب، اگر چنین سناریوئی برای ایران نوشته شود، موضع شما و تشکیلات‌تان چه خواهد بود؟
خوانساری: اگر بانی تشکيل چنین کنفرانسی دولت آمريکا باشد، خیر، ما شرکت نمی‌کنيم، اما من فکر می‌کنم وضعيت مملکت ما و شخصيت ما ايرانی‌ها به کلی با شرایطی که در افغانستان و عراق بود، متفاوت است. من به هیچ عنوان فکر نمی‌کنم که آن فرمول‌بندی بتواند در مورد ایران موثر باشد، کما اینکه در افغانستان و عراق هم موفق نبوده. ضمن اینکه من به هیچ عنوان فکر نمی‌کنم چنین چیزی اصلاً بتواند [در مورد ايران] جنبه عملی پیدا کند. به هر حال پاسخ من این است: نه، ما در چنین کنفرانسی شرکت نمی‌کنيم.
م.خ: در صورت حمله نظامی آمریکا به ایران، ما با چه عوارض اجتماعی روبرو خواهيم شد؟
خوانساری: به نظر من دلیلی که آمريکا به ایران حمله نمی‌کند این است که سیاستمداران آن مملکت می‌دانند ک برخلاف کشورهای اسلامی و جهان عرب، دولت آمريکا در میان مردم ايران از يک میزان محبوبيت برخوردار است، یعنی مردم ضد آمريکائی نیستند. علی‌رغم این که حکومت ایران ظرف بیست‌ و چهار سال گذشته یک حکومت ضد آمريکائی بوده است.
م.خ: علاقه طیفی از مردم به آمریکا، چه بسا دخالت نظامی آن کشور را تسهیل کند.
خوانساری: نه، به هيچ عنوان. مردم اگر ببينند بمب روی‌سرشان می‌ريزند و يا دارائی‌های ملی ایران نابود می شود، جو کاملاً تغییر پیدا می‌کند و...
م.خ: حتی شما احتمال حمله موشکی آمريکا به تأسیسات اتمی ایران را هم منتفی می‌بینید؟
خوانساری: نه، من نگران چنین حمله‌ای از جانب آمریکا هستم. من فکر می‌کنم ممکن است یک سری حملات موضعی یا موشکی به این تأسیسات صورت بگیرد و من با چنین حمله‌ای به دلیل کشته شدن هموطنانم مخالف هستم. به هر حال من فکر می‌کنم آمریکا به اين موضوع واقف است که موج نارضایتی در ایران طوری است که لزوم حمله نظامی به کشور را منتفی می‌کند.
م.خ: از وقتی که به من دادید سپاسگزارم.
خوانساری: من هم از شما متشکرم.

 

 


«او»؛ رفت که رفت...


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران
(جمع بندی پروژه)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (4)
بحران اپوزسیون؛ کدام بحران ؟


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (3)
(بازگشت مخالفان حکومت اسلامی به ایران؛ زمینه ها و پیامدها)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (2)
(پروژۀ هسته ای رژیم ایران؛ مذاکره با غرب، نتایج و عواقب)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (1)
«مرجع تقلید»؛ نماد «از خودبیگانگی»


اوراسیا؛امپراطوری روسیه و حکومت اسلامی ایران
گفتگو با »سیروس بهنام»


انتقاد به «خود» مان نیز!؟
گفتگو با کریم قصیم


به گفته ها و نوشته ها شک کنیم!


استبداد سیاسی؛ فرهنگ استبدادی، انسان استبدادزده
(مستبد و دیکتاتور چگونه ساخته می شود)

گفتگو با ناصر مهاجر


کشتار زندانیان سیاسی در سال 67؛ جنایت علیه بشریت
(در حاشیه کمپین «قتل عام 1988»)

گفتگو با رضا بنائی


رأی «مردم»، ارادۀ «آقا» و نگاه «ما»
(در حاشیه «انتخابات» ریاست جمهوری در ایران)


جبهه واحد «چپ جهانی» و اسلامگرایان ارتجاعی
گفتگو با مازیار رازی


«تعهد» یا «تخصص»؟
در حاشیه همایش دو روزه لندن

گفتگو با حسن زادگان


انقلاب 1357؛ استقرار حاکمیت مذهبی، نقش نیروهای سیاسی
گفتگو با بهروز پرتو


بحران هویت
گفتگو با تقی روزبه


چرا «تاریخ» در ایران به اشکال تراژیک تکرار می شود؟
گفتگو با کوروش عرفانی


موقعیت چپ ایران در خارج کشور (2)
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


موقعیت «چپ» در ایران و در خارج کشور(1)
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


انشعاب و جدایی؛ واقعیتی اجتناب ناپذیر یا عارضه ای فرهنگی
گفتگو با فاتح شیخ


بهارانه
با اظهارنظرهایی از حنیف حیدرنژاد، سعید افشار


مصاحبه های سایت »گفت و گو» و رسانه های ایرانی
و در حاشیه؛ گفتگو با سیامک ستوده


بن بست«تلاش های ایرانیان» برای اتحاد؟!
(در حاشیه نشست پراگ)

گفتگو با حسین باقرزاده


اتهام زنی؛ هم تاکتیک، هم استراتژی
(در حاشیه ایران تریبونال)

گفتگو با یاسمین میظر


ایران تریبونال؛ دادگاه دوم
گفتگو با ایرج مصداقی


لیبی، سوریه... ایران (2)
گفتگو با مصطفی صابر


لیبی، سوریه... ایران؟
گفتگو با سیاوش دانشور


مقوله «نقد» در جامعه تبعیدی ایرانی
گفتگو با مسعود افتخاری


در حاشیه نشست پنج روزه
(آرزو می کنم، ای کاش برادرهایم برمی گشتند)

گفتگو با رویا رضائی جهرمی


ایران تریبونال؛ امیدها و ابهام ها
گفتگو با اردوان زیبرم


رسانه های همگانی ایرانی در خارج کشور
گفتگو با رضا مرزبان


مستند کردن؛ برّنده ترین سلاح
گفتگو با ناصر مهاجر


کارگران ایران و حکومت اسلامی
گفتگو با مهدی کوهستانی


سه زن
گفتگو با سه پناهندهٔ زن ایرانی


بهارانه؛ تأملی بر «بحران رابطه» در جامعه تبعیدی ایرانی
گفتگو با مسعود افتخاری


صرّاف های غیرمجاز ایرانی در بریتانیا


اتحاد و همکاری؛ ‌چگونه و با کدام نیروها؟
گفتگو با تقی روزبه


پوشه های خاک خورده(۵)
مافیای سیگار و تنباکو


پوشه‌ های خاک خورده (۴)
دروغ، توهم؛ بلای جان جامعه ایرانی


«چپ ضد امپریالیسم» ایرانی
گفت‌وگو با مسعود نقره‌کار


حمله نظامی به ایران؛ توهم یا واقعیت
گفتگو با حسین باقرزاده


پوشه های خاک خورده(۳)
تلّی از خاکستر- بیلان عملکرد فعالان سیاسی و اجتماعی


پوشه های خاک خورده (۲)
پخش مواد مخدر در بریتانیا- ردّ پای رژیم ایران


پوشه های خاک خورده (۱)
کالای تن- ویزای سفر به ایران


... لیبی، سوریه، ایران؟
گفتگو با فاتح شیخ


هولیگان های وطنی؛ خوان مخوف


زندان بود؛ جهنم بود بخدا / ازدواج برای گرفتن اقامت
گفتگو با «الهه»


فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی... (بخش دوم)
گفتکو با کوروش عرفانی


فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی؛ غلبه بر استبداد (بخش اول)
گفتگو با کوروش عرفانی


حکومت استبدادی، انسان جامعه استبدادی
گفتگو با کوروش عرفانی


چرا حکومت اسلامی در ایران(۳)
گفتگو با «زهره» و «آتوسا»


چرا حکومت اسلامی در ایران (۲)
گفتگو با مهدی فتاپور


چرا حکومت اسلامی در ایران؟
گفتگو با علی دروازه غاری


رخنه، نفوذ، جاسوسی (۲)
گفتگو با محمود خادمی


رخنه، نفوذ، جاسوسی
گفتگو با حیدر جهانگیری


چه نباید کرد... چه نباید می کردیم
گفت و گو با ایوب رحمانی


پناهجویان و پناهندگان ایرانی(بخش آخر)
گفتگو با محمد هُشی(وکیل امور پناهندگی)


پناهجویان و پناهندگان ایرانی (۲)
سه گفتگوی کوتاه شده


پناهجویان و پناهندگان ایرانی(۱)
گفت و گو با سعید آرمان


حقوق بشر
گفتگو با احمد باطبی


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفت‌وگو با کوروش عرفانی


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
«پنج گفتگوی کوتاه شده»


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با رحمان حسین زاده


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با اسماعیل نوری علا


ما و دوگانگی‌های رفتاری‌مان
گفتگو با مسعود افتخاری


ترور، بمبگذاری، عملیات انتحاری
گفتگو با کوروش عرفانی


اغتشاش رسانه‌ای
گفتگو با ناصر کاخساز


کاسه ها زیر نیم کاسه است
گفتگو با م . ایل بیگی


حکومت اسلامی، امپریالیسم، چپ جهانی و مارکسیستها
گفتگو با حسن حسام


چپ سرنگونی طلب و مقوله آزادی بی قید و شرط بیان
گفتگو با شهاب برهان


تحرکات عوامل رژیم اسلامی در خارج (۳)
انتشار چهار گفتگوی کوتاه


تحرکات عوامل اطلاعاتی رژیم اسلامی در خارج (۲)
تجربه هایی از: رضا منصوران، حیدر جهانگیری، رضا درویش


تحرکات عوامل اطلاعاتی رژیم اسلامی در خارج کشور
گفتگو با حمید نوذری


عملیات انتحاری
گفتگو با کوروش طاهری


هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است(۲)
گفتگو با مینا انتظاری


حکایت «ما» و جنبش های اجتماعی
گفتگو با تنی چند از فعالان «جنبش سبز» در انگلستان


سیاستمداران خطاکار، فرصت طلب، فاسد
گفتگو با مسعود افتخاری


هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است!
گفتگو با بابک یزدی


مشتی که نمونه خروار است
گفتگو با«پروانه» (از همسران جانباخته)


کارگر؛ طبقه کارگر و خیزشهای اخیر در ایران
گفتگو با ایوب رحمانی


تریبیونال بین المللی
گفتگو با لیلا قلعه بانی


سرکوب شان کنید!
گفتگو با حمید تقوایی


ما گوش شنوا نداشتیم
گفتگو با الهه پناهی


خودکشی ...
گفتگو با علی فرمانده


تو مثل«ما» مباش!
گفتگو با کوروش عرفانی


«تحلیل» تان چیست؟!
گفتگو با ایرج مصداقی


شما را چه می‌شود؟
گفتگو با فرهنگ قاسمی


چه چیزی را نمی دانستیم؟
با اظهار نظرهایی از: مهدی اصلانی، علی فرمانده، بیژن نیابتی، ی صفایی


۲۲ بهمن و پاره ای حرفهای دیگر
گفتگو با البرز فتحی


بیست و دوم بهمن امسال
گفتگو با محمد امینی


تروریست؟!
گفتگو با کوروش مدرسی


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است(۴)
گفتگو با مسعود نقره کار


باید دید و فراموش نکرد!
گفتگو با «شهلا»


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است (۳)
گفتگو با رضا منصوران


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است؟(۲)
گفتگو با علی اشرافی


چرا«جمهوری» اسلامی ایران سی سال در قدرت است؟
گفتگو با رامین کامران


سایه های همراه (به بهانه انتشار سایه های همراه)
گفتگو با حسن فخّاری


آغاز شکنجه در زندانهای رژیم اسلامی
گفتگو با حمید اشتری و ایرج مصداقی


گردهمایی هانوفر
گفتگو با مژده ارسی


گپ و گفت دو همکار
گفتگو با سعید افشار (رادیو همبستگی)


«سخنرانی» نکن... با من حرف بزن
گفتگو با شهاب شکوهی


«انتخابات»، مردم...(۷)
(حلقه مفقوده)

گفتگو با «سودابه» و«حسن زنده دل»


«انتخابات»، مردم...(۶)
(فاز سوم کودتا، اعتراف گیری)

گفتگو با سودابه اردوان


«انتخابات»، مردم...(۵)
گفتگو با تقی روزبه


«انتخابات»، مردم...(۴)
گفتگو با رضا سمیعی(حرکت سبزها)


«انتخابات»، مردم...(۳)
گفتگو با سیاوش عبقری


«انتخابات»، مردم...(۲)
گفتگو با حسین باقرزاده


«انتخابات»، مردم...؟!
گفتگو با فاتح شیخ
و نظرخواهی از زنان پناهجوی ایرانی


پناهجویان موج سوم
گفتگو با علی شیرازی (مدیر داخلی کانون ایرانیان لندن)


رسانه
به همراه اظهارنظر رسانه های«انتگراسیون»، «پژواک ایران»، «سینمای آزاد»، «ایران تریبون»، «شورای کار»


گردهمایی هانوفر...
گفتگو با محمود خلیلی


سی سال گذشت
گفت‌وگو با یاسمین میظر


مسیح پاسخ همه چیز را داده!
گفت‌وگو با«مریم»


«کانون روزنامه‌نگاران و نویسندگان برای آزادی»
گفت‌و گو با بهروز سورن


تخریب مزار جانباختگان...حکایت«ما»و دیگران
گفت‌وگو با ناصر مهاجر


همسران جان‌باختگان...
گفت‌وگو با گلرخ جهانگیری


من کماکان«گفت‌وگو» می‌کنم!
(و کانون ۶۷ را زیر نظر دارم)


مراسم لندن، موج سوم گردهمایی‌ها
گفت‌وگو با منیره برادران


سرنوشت نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق
گفتگو با بیژن نیابتی


اگر می‌ماندم، قصاص می‌شدم
گفتگو با زنی آواره


صدای من هم شکست
گفتگو با «مهناز»؛ از زندانیان واحد مسکونی


بازخوانی و دادخواهی؛ امید یا آرزو
گفتگو با شکوفه‌ منتظری


«مادران خاوران» گزینه‌ای سیاسی یا انتخابی حقوق بشری
گفتگو با ناصر مهاجر


«شب از ستارگان روشن است»
گفتگو با شهرزاد اَرشدی و مهرداد


به بهانۀ قمر...
گفتگو با گیسو شاکری


دوزخ روی زمین
گفتگو با ایرج مصداقی


گریز در آینه‌های تاریک
گپی دوستانه با مجید خوشدل


سردبیری، سانسور، سرطان... و حرفهای دیگر
گفتگو با ستار لقایی


بهارانه
پرسش‌هایی «خود»مانی با پروانه سلطانی و بهرام رحمانی


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله (3)
گفتگو با حسن فخاری


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله (2)
من همان امیر حسین فتانت «دوست» کرامت دانشیان هستم!
گفتگو با ناصر زراعتی


ایرانیان لندن، پشتیبان دانشجویان دربند
با اظهار نظرهایی از: جمال کمانگر، علی دماوندی، حسن زنده دل یدالله خسروشاهی، ایوب رحمانی


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله
گفتگو با رضا (عباس) منصوران


کدام «دستها از مردم ایران کوتاه»؟
گفتگو با تراب ثالث


میکونوس
گفتگو با جمشید گلمکانی
(تهیه کننده و کارگردان فیلم)*


«انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» در ایران اسلامی!؟
گفتگو با بیژن مهر (جبهه‌ی ملّی ایران ـ امریکا)


چه خبر از کردستان؟
گفتگو با رحمت فاتحی


جنده، جاکش... ج. اسلامی
گفتگویی که نباید منتشر شود


حمله نظامی به ایران؛ توهم یا واقعیّت
گفتگو با محمد پروین


گردهمایی کلن: تکرار گذشته یا گامی به سوی آینده
گفتگو با مژده ارسی


عراق ویران
گفتگو با یاسمین میظر


شبکه‌های رژیم اسلامی در خارج از کشور
گفتگو با حسن داعی


نهادهای پناهند گی ایرانی و مقوله‌ی تبعید
گفتگو با مدیران داخلی جامعه‌ی ایرانیان لندن
و
کانون ایرانیان لندن


به بهانه‌ی تحصن لندن
گفتگو با حسن جداری و خانم ملک


به استقبال گردهمایی زندانیان سیاسی در شهر کلن
گفتگو با «مرجان افتخاری»


سنگ را باید تجربه کرد!
گفتگو با «نسیم»


پشیمان نیستید؟
گفتگو با سعید آرمان «حزب حکمتیست»


هنوز هم با یک لبخند دلم می‌رود!
گپی با اسماعیل خویی


چپ ضد امپریالیست، چپ کارگری... تحلیل یا شعار
گفتگو با بهرام رحمانی


زنان، جوانان، کارگران و جایگاه اندیشمندان ایرانی
گفتگو با «خانمی جوان»


گردهمایی سراسری کشتار زندانیان سیاسی
گفتگو با «همایون ایوانی»


روز زن را بهت تبریک می‌گم!
گفت‌وگو با «مژده»


دو کارزار در یک سال
گفت‌وگو با آذر درخشان


آخیش . . . راحت شدم!
گفتگو با «مهدی اصلانی»


غریبه‌ای به نام کتاب
گفتگو با «رضا منصوران»


زندان عادل‌آباد؛ تاولی چرکین، کتابی ناگشوده...
گفتگو با «عادل‌آباد»


این بار خودش آمده بود!
گفتگو با پروانه‌ی سلطانی


چهره بنمای!
با اظهار نظرهایی از: احمد موسوی، مهدی اصلانی، مینو همیلی و...
و گفتگو با ایرج مصداقی


شب به خیر رفیق!
گفتگو با رضا غفاری


رسانه‌های ایرانی
گفتگو با همکاران رادیو برابری و هبستگی، رادیو رسا
و سایت‌های دیدگاه و گزارشگران


مراسم بزرگداشت زندانیان سیاسی (در سال جاری)
«گفتگو با میهن روستا»


همسایگان تنهای ما
«گفتگو با مهرداد درویش‌پور»


پس از بی‌هوشی، چهل و هشت ساعت به او تجاوز می‌کنند!


شما یک اصل دموکراتیک بیاورید که آدم مجبور باشد به همه‌ی سؤالها جواب دهد
«در حاشیه‌ی جلسه‌ی سخنرانی اکبر گنجی در لندن»


فراموش کرده‌ایم...
«گفتگو با شهرنوش پارسی پور»


زندانی سیاسی «آزاد» باید گردد!
گفتگو با محمود خلیلی «گفتگوهای زندان»


تواب
گفتگو با شهاب شکوهی «زندانی سیاسی دو نظام»


خارجی‌های مادر... راسیست
«گفتگو با رضا»


شعر زندان و پاره‌ای حرف‌های دیگر
«در گفتگو با ایرج مصداقی»


ازدواج به قصد گرفتن اقامت
گفتگو با «شبنم»


کارزار «زنان»... کار زار «مردان»؟!
«گفتگو با آذر درخشان»


اوضاع بهتر می‌شود؟
«گفتگو با کوروش عرفانی»


اتم و دیدگاه‌های مردم


اخلاق سیاسی


چهارپازل، سه بازیگر، دو دیدگاه، یک حرکت اشتباه، کیش... مات
«گفتگو با محمدرضا شالگونی»


کارزار چهار روزۀ زنان
گفتگو با یاسمین میظر


مرغ سحر ناله سر کن
«گفتگو با سحر»


اسکوات*، مستی، شعر، نشئگی... و دیگر هیچ!
«گفتگو با نسیم»


درختی که به خاطر می‌آورد
گفتگو با مسعود رئوف ـ سینماگر ایرانی


شاکیان تاریخ چه می‌گویند؟
پای درد دل فرزندان اعدامی


روایتی از زندان و پرسش‌های جوانان
«در گفتگو با احمد موسوی»


جمهوری مشروطه؟ !
در حاشیۀ نشست برلین «گفتگو با حسین باقرزاده»


مروری بر روایت‌های زندان
در گفتگو با ناصر مهاجر


اعتیاد و دریچه دوربین - گفتگو با مریم اشرافی


انشعاب، جدایی و ...
در گفتگو با محمد فتاحی (حکمتیست)


چه شد ... چرا این‌چنین شد؟
در گفتگو با محمدرضا شالگونی، پیرامون «انتخابات» اخیر ایران


«انتخابات» ایران، مردم و نیروهای سیاسی


گفتگو با یدالله خسروشاهی


روایتی از مرگ زهرا کاظمی


گفتگو با جوانی تنها


گفتگو با گیسو شاکری


گفتگو با لیلا قرایی


گفتگو با شادی


گفتگو با ایرج مصداقی، نویسنده‌ی کتاب «نه زیستن نه مرگ»


گفتگو با جوانان


نتیجه‌ی نظرخواهی از مردم و نیروهای سیاسی در مورد حمله‌ی نظامی امریکا به ایران


گفتگو با مهرداد درویش پور


گفتگو با نیلوفر بیضایی، نویسنده و کارگردان تأتر


سلاح اتمی ... حمله‌ی نظامی ... و دیگر هیچ!
گفتگو با محمد رضا شالگونی و یاسمین میظر


اين‌بار برای مردم ايران چه آشی پخته‌ايد؟
گفتگو با مهرداد خوانساری «سازمان مشروطه‌خواهان ايران (خط مقدم)»


به استقبال کتاب «نه‌ زیستن نه مرگ»


«بازگشت» بی بازگشت؟
مروری بر موضوع بازگشت پناهندگان سیاسی به ایران


پرسه‌ای در کوچه‌های تبعید


 
 

بازچاپ مطالب سایت «گفت‌وگو» با ذکر منبع آزاد است.   /  [www.goftogoo.net] [Contact:goftogoo.info@gmail.com] [© GoftoGoo Dot Net 2005]