تماس   آشنایی    مقاله    گفت‌وگو‌    صفحه‌ی نخست‌ 
 
  

پوشه‌های خاک خورده (۱۱)
انسانهایی که رنج‌ها کشیدند

مرکز ثقل «پوشه‌های خورده»، تأملی بر زندگی اجتماعی خودمان است؛ تجربه‌های جامعه‌ای که با بیش از سه دهه حضور اجتماعی در کشور‌های «دموکراتیک» کمتر توانسته آبی را گرم کند. و این پرسش که چرا؟

در عین حال، ناآگاهی ما نسبت به وقایعی‌ست که در جامعه‌‌ ایرانی اتفاق افتاده است. در این تجربه‌ها، همیشه طیف وسیعی مفعول‌ بوده‌اند و انگشت شماری فاعل. بخش قابل توجهی از «انگشت‌ شماران» هنوز فضای سوشیال مدیا را در اشغال خود دارند، در صورتی که اکثریت مطلق کسانی که سنگ زیر آسیاب بوده‌اند، از خاطرهٔ جامعهٔ تبعیدی ایرانی محو شده‌اند.

*     *     *

در جای جای دفتر خاطرات‌ام رنج زنان و مردانی ثبت شده که صدای آنها هرگز انعکاسی در جامعه ایرانی مقیم خارج نداشته است. صحبت از رنج بی‌پایان طیفی از انسانهای تبعیدی‌ست که عامل رنج بردن‌ آنان در بیخ گوش‌مان و در حاشیهٔ امن جامعه زندگی کرده‌اند.

در صورتی که بخش بسیار بزرگی از انسانهای رنج‌دیدهٔ جامعه‌مان دیگر در میان ما نیستند؛ اشتباه نشود، از مرگ جسمی آنان نمی‌گویم، مرگِ اجتماعی و سیاسی آنان مدّ نظرم است. دسیسه‌ها و توطئه‌هایی که طیفی از ایرانیان تبعیدی را از هستی سیاسی ساقط کرده است.

واقعیتی‌ست که در کنار هر رنج و رنج‌دیده‌ای، عامل و عوامل متعددی دخالت مستقیم داشته که این عوامل و عملکردها نیز از افکار عمومی مخفی نگه داشته شده‌ است.

در این بخش از پوشه‌های خاک خورده، به رنج یکی از انسانهای رنج دیده نوری می‌تابانم؛ و به عوامل خیره‌سرِ آن نیز.

*     *     *

در دهه هشتاد میلادی محفل دو نفره‌ای بود از پیروان آموزه‌های تروتسکی در شهر لندن- انگلستان. این دو با نامهای (تراب ث) و (خشایار) در جامعه ایرانی شناخته می‌شدند. اولی، پیشکاری داشت به نام (علی‌ضا ک)، که در دهه هشتاد و اوایل دهه نود میلادی دوره‌ٔ کارآموزی خود را می‌گذراند و دومی، ظرف دو دههٔ اخیر نام دیگری را در جامعه ایرانی برای خود انتخاب کرده است. با این نفر دوم نیز فرد دیگری به نام (محمود) همکاری می‌کرد.

از آنجایی که یک آسمان وجود دو خداوند را برنمی‌تابد، کیش شخصیت، رابطهٔ این دو را تیره و تار می‌کند و رفاقت سابق به دشمنی تبدیل می‌شود. این دو در صدد بودند که در اولین فرصت ممکن ضربه شصتی به دیگری نشان داده تا در این ره‌گذر، خود به تنهایی خداوندگار زمین و آسمان شود. این فرصت طلایی در سال ۱۹۹۵ میلادی نصیب تراب ث می‌شود. او، این مأموریت را به پیشکار خود علی‌رضا ک محوّل می‌کند.

*     *     *

تظاهرات ایستاده‌ای را در تابستان ۱۹۹۵ میلادی در مقابل کنسولگری حکومت اسلامی در لندن سازمان داده بودیم که جمعیتی بالغ بر هفتاد نفر در آن شرکت کرده بودند. برگزار کنندهٔ اصلی این حرکت اعتراضی کانون ایرانیان لندن بود. کانون، در این دوره سیر قهقهرایی خود را آغاز کرده بود؛ اعضاء آن به نصف کاهش پیدا کرده و مجمع عمومی‌های سالانهٔ آن با نیمی از تعداد شرکت کنندگان‌ نسبت پنج سال پیش به حدّ نصاب می‌رسید.

در این دوره چند تشکیلات سیاسی در کانون فعالیت می‌کردند که سعی تمام آنها کوچک کردن این قدیمی‌ترین نهاد پناهندگی ایرانیان بود. در این هنگام هر پروژهٔ اصلاحی در جهتِ «کانونی» کردن کانون با کارشکنی و وتو نیروهای سیاسی موجود روبرو می‌شد. شاید باورش سخت باشد، اما پشتِ اغلب کارشکنی‌ها و سنگ اندازی‌ها علی‌رضا ک نقش مؤثری ایفا می‌کرد. علت اتخاذ سیاست کوچک کردن کانون، کنترل این نهاد پناهندگی بود. بدین معنی که هر چه تعداد آدمها در کانون کمتر باشد، کنترل آن ساده‌تر خواهد بود.

به تظاهرات تابستان ۹۵ برگردیم. به روال تمام کمپین‌های اعتراضی تراکت‌هایی به زبان فارسی و انگلیسی تهیه کرده بودیم که تعدادی آن را بین رهگذران تقسیم می‌کردند. یکی از شرکت کنندگان فردی به نام محمود بود که همانطور که گفتم، در آن دوره با محفل خشایار همکاری می‌کرد. این فرد ضمن پخش تراکت‌ها به رهگذران، یکی از آنها را به دربان کنسولگری رژیم اسلامی می‌دهد. علی‌رضا ک با دیدن این صحنه فرصت را غنیمت شمرده و با به پا کردن آشوب و هیاهو، جمعیت را تشویق به اعتراض نسبت به این حرکت می‌کند. کارِ او تهییج انسانهایی‌ بود که برای هدف دیگری در کمپین اعتراضی شرکت کرده بودند. طولی نکشید که هدف اصلی کمپین اعتراضی کاملاً به محاق می‌رود.

پرانتز اول: علی‌رضا به ندرت در کمپین‌های اعتراضی در مقابل سفارت و کنسولگری رژیم اسلامی در لندن حضور پیدا می‌کرد، اما در همان انگشت‌شمار شرکت‌اش همیشه عینکی آفتابی می‌زد و معمولاً در ته صف می‌ایستاد. این موضوع سالها مشغلهٔ فکری من بود تا اینکه پاسخ آن را در آوریل سال ۹۹ میلادی از خودِ وی دریافت کردم.

ماجرا از این قرار بود که علی‌رضا ک، در رابطه با مراجعهٔ فعالان سیاسی به سفارتخانه‌های رژیم اسلامی خیلی مانور می‌داد و از این راه برای خود وجهه‌ای کسب ‌می‌کرد. این بار نیز، عمل به ظاهر سادهٔ محمود را چوب عثمان کرده و قصد داشت او را از نهاد پناهندگیِ کانون اخراج کند.

پرانتز دوم: آوریل سال ۹۹ میلادی یکی از فعالان سیاسی قدیمی در کانون ایرانیان لندن به دیدن‌ام می‌آید. چون می‌گوید موضوع مهمی را باید با من در میان بگذارد، او را به کتابخانهٔ کانون می‌برم و بنا به درخواست او در را قفل می‌کنم. می‌گوید، پدرش به تازگی فوت کرده و برای ارث و میراثی که برای او به جای گذاشته شده، باید سندِ وکالت و پاره‌ای مدارک دیگر را برای تأیید رسمی به کنسولگری رژیم برده تا به آنها را مهر زده شود. اضافه می‌کند، وقتی در صف انتظار نشسته بود، علی‌رضا ک را می‌بیند که برای تمدید پاسپورت‌اش (پاسپورت ج . اسلامی ایران) به کنسولگری آمده و کارکنان سفارت به او گفته‌اند که یک هفتهٔ دیگر برای دریافت آن باید به کنسولگری مراجعه کند. این فعال سیاسی می‌گوید که همین چهارشنبه زمان تعیین شده برای دریافت پاسپورت اوست.

دو روز بعد در نزدیکی کنسولگری رژیم اسلامی در لندن منتظر علی‌رضا می‌مانم. نزدیک به ساعت یازده صبح، از خیابان کنرینگتون که به سمت راست می‌چرخد می‌بینم‌اش که عینکی دودی به چشم دارد. راه رفتن‌اش شبیه به دویدن است؛ شاید می‌خواهد چهره‌اش از انظار عمومی مخفی بماند؛ وارد کنسولگری می‌شود. ترجیح‌ ام این بود که وقتی از کنسولگری خارج می‌شود با او روبرو شوم. داخل ماشین منتظرش می‌مانم. نزدیک به نیم ساعت بعد، در حال ترک کنسولگری جلو او ظاهر شده و خاطرهٔ سال ۹۵ و اخراج محمود را به او گوشزد می‌کنم. او که همیشه حرفها برای گفتن داشت، این بار سکوت کرده و جمله‌ای به زبان نمی‌آورد. مدت کوتاهی پس از این واقعه می‌شنوم که علی‌رضا برای اقامت دائم قصد سفر به کشور سوئد را دارد!

به تظاهرات اعتراضی برگردیم. علی‌رضا از یک واقعه کوچک کوهی ساخته بود و طبق روال معمول (با پوزش از خوانندگان) عده‌ای گوسفندوار نیز او را همراهی می‌کردند. کار به جایی رسید که در همان محل تظاهرات تصمیم به فراخوانِ مجمع عمومی فوق‌العاده گرفته می‌شود تا در آن، عنصر خاطی، یعنی محمود را از کانون ایرانیان لندن اخراج کنند.

کمتر از چهار هفته بعد، مجمع عمومی فوق‌العاده کانون با نود و هشت عضو برگزار می‌شود و به جز چهار تن، بقیه حکم به اخراج محمود از کانون می‌دهند. در این جلسه وقتی به شرکت کنندگان هشدار می‌دهم که به تبعات سیاسی و اجتماعی تصمیم‌شان فکر کنند، چشم‌ام به علی رضا ک می‌افتد که در آخرین ردیف صندلی‌ها نشسته بود و خندهٔ زشتی بر لبان‌اش داشت. این صحنهٔ کریه سالها سوهان جسم و روان‌ام بود، خصوصاً با سرنوشتی که انتظار محمود را می‌کشید.

محمود، انسان ساکت و باوقاری بود؛ به نوعی شاید بیشتر «انگلیسی» بود تا ایرانی. او آدم حساسی بود و حساسیتِ او جزو صفات مثبت‌اش بود تا نشانه‌ای از ضعف. با این حال یکی از نقاط ضعف او دل‌بستن‌ و اعتقاداش به باورهایی بود که حداقل در آن دورهٔ زمانی دیگر قابل دفاع نبودند. در مجموع، محمود انسانی بود که می‌شد به وی اعتماد کرد. برای اینکه سوء تفاهم نشود (که نکند دارم حق رفاقت به جای می‌آورم)، باید بگویم آخرین باری که با محمود گفت‌وگوی رو در رویی داشتم، پاییز سال ۱۹۹۴ میلادی در منزل وی بود.

باری، محمود از کانون اخراج می‌شود. خبر که به گوش خشایار می‌رسد، او نیز این «بدنامی»؟! را برنمی‌تابد و عذر محمود را می‌خواهد. انسانی که تا یک ماه پیش چهره‌ای مقبول و موجّه در جامعهٔ تبعیدی داشته، با دسیسهٔ یک عنصر توطئه‌گر عرصه را تنگ شده بر خود می‌بیند. طولی نمی‌کشد که این فشار به محیط کار و محیط خانواده نیز منتقل می‌شود و باقی قضایا، که بهتر است از شرح آن بگذرم. کمتر از چند ماه پس از این دسیسهٔ شیطانی، زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی محمود از بیخ و بن زیر و رو می‌شود.

*     *     *

در دورهٔ هفت ساله‌ای که یک روز تعطیل‌اش را در فرودگاه هیثرو لندن می‌گذراندم، همیشه با آدمهایی روبرو نمی‌شدم که از دیدن‌شان احساس بدی به من دست می‌داد. بودند انسانهایی که شرایط اجتماعی طوری عرصه را به آنها تنگ کرده بود که آنان در یک شرایط روانی نامتعادل خودزنی می‌کردند؛ از خودشان انتقام می‌گرفتند. از مشاهدهٔ محمود در فرودگاه هیثرو واقعاً دل‌ام به درد آمده بود و بغض در گلویم نشسته بود. محمود، قربانیِ بخشی از عملکرد جامعهٔ تبعیدی ایرانی بود. هنوز بعد از گذشت سالها حالت چشمانِ او که نشان از مصرف داروهای اعصاب و روان بود، عینِ پرده‌ای در مقابل چشمان‌ام است؛ چشمانی گود رفته و بی‌فروغ. و من یکی از تنهاترین انسانهای جامعه‌ مان را می‌دیدم که می‌خواست از خودش انتقام بگیرد. همان روز در دفتر خاطرات‌ام نوشتم: «او خراب می‌رود و خراب‌تر برمی‌گردد». انگار سرنوشت من بوده که باید نظاره‌گر تمام پلشتی‌های جامعه‌مان باشم. محمود وقتی برمی‌گردد به راستی «خراب‌تر» از وقتی بود که عازم رفتن بود. در یک فاصلهٔ زمانی یک ساله، انگار ده سال پیرتر شده بود؛ قوز کرده بود؛ انگار کمرش شکسته است. محمود، یکی از هزاران تلفات انسانهای نسلی‌ست که غالباً «دشمن» را با خود و در میان خود داشته است. از سال ۲۰۰۱ میلادی من دیگر محمود را هرگز ندیدم.

آه، اگر ما رسانه می‌داشتیم و انسانهای جامعه‌مان را بهتر می‌شناختیم!

*     *     *

تاریخ انتشار: ۲۹ آوریل ۲۰۲۱ میلادی

تمامی اسامی این مجموعه، نامهای مستعاری‌ست که ایرانیان برای خود انتخاب کرده‌اند.

 


پوشه‌های خاک خورده (۱۰)
انهدام یک تشکیلات سیاسی؛ سکوت جامعهٔ ایرانی


ما اجازه نداریم دوباره اشتباه کنیم
سخنی با رسانه‌ها و فعالان رسانه‌ای


مروری بر زندگی اجتماعی‌مان در سه دههٔ تبعید
گفت‌وگو با مسعود افتخاری


پوشه‌های خاک‌ خورده (۸)
نشریه‌ای که منتشر نشد؛ شرط غیراخلاقی‌ای که گذاشته شد


پوشه‌های خاک خورده (۷)
تلاش‌هایی که به بن‌بست می‌خورند؛ گفت‌وگوهایی که می‌میرند


پوشه‌های خاک خورده (۶)
اضطراب از حضور دیگران*


چهل سال گذشت
گفت‌وگو با مسعود نقره‌کار


مبارزات کارگران ایران؛ واقعیت‌ها، بزرگنمایی‌ها
گفت‌وگو با ایوب رحمانی


چرا نمی‌توانم این مصاحبه را منتشر کنم


«آلترناتیو سوسیالیستی» درکشور ایران
گفت‌وگو با اصغر کریمی


کانون ایرانیان لندن
گفت‌وگو با الهه پناهی (مدیر داخلی کانون)


سه دهه مراسم گردهمایی زندانیان سیاسی
گفت‌وگو با مینا انتظاری


عادت‌های خصلت شدهٔ انسان ایرانی
گفت‌وگو با مسعود افتخاری


نقد؛ تعقل، تسلیم، تقابل
گفت‌وگو با مردی در سایه


سوسیالیسم، عدالت اجتماعی؛ ایده یا ایده‌آل
گفت‌وگو با فاتح شیخ


رسانه و فعالان رسانه‌ای ایرانی
گفت‌وگو با سعید افشار


خودشیفته
گفت‌وگو با مسعود افتخاری


«خوب»، «بد»، «زشت»، «زیبا»؛ ذهنیت مطلق گرای انسان ایرانی
گفتگو با مسعود افتخاری


«او»؛ رفت که رفت...


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران
(جمع بندی پروژه)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (4)
بحران اپوزسیون؛ کدام بحران ؟


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (3)
(بازگشت مخالفان حکومت اسلامی به ایران؛ زمینه ها و پیامدها)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (2)
(پروژۀ هسته ای رژیم ایران؛ مذاکره با غرب، نتایج و عواقب)


«اپوزسیون» و نقش آن در تشکیل و تداوم حکومت اسلامی ایران (1)
«مرجع تقلید»؛ نماد «از خودبیگانگی»


اوراسیا؛امپراطوری روسیه و حکومت اسلامی ایران
گفتگو با »سیروس بهنام»


انتقاد به «خود» مان نیز!؟
گفتگو با کریم قصیم


به گفته ها و نوشته ها شک کنیم!


استبداد سیاسی؛ فرهنگ استبدادی، انسان استبدادزده
(مستبد و دیکتاتور چگونه ساخته می شود)

گفتگو با ناصر مهاجر


کشتار زندانیان سیاسی در سال 67؛ جنایت علیه بشریت
(در حاشیه کمپین «قتل عام 1988»)

گفتگو با رضا بنائی


رأی «مردم»، ارادۀ «آقا» و نگاه «ما»
(در حاشیه «انتخابات» ریاست جمهوری در ایران)


جبهه واحد «چپ جهانی» و اسلامگرایان ارتجاعی
گفتگو با مازیار رازی


«تعهد» یا «تخصص»؟
در حاشیه همایش دو روزه لندن

گفتگو با حسن زادگان


انقلاب 1357؛ استقرار حاکمیت مذهبی، نقش نیروهای سیاسی
گفتگو با بهروز پرتو


بحران هویت
گفتگو با تقی روزبه


چرا «تاریخ» در ایران به اشکال تراژیک تکرار می شود؟
گفتگو با کوروش عرفانی


موقعیت چپ ایران در خارج کشور (2)
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


موقعیت «چپ» در ایران و در خارج کشور(1)
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


انشعاب و جدایی؛ واقعیتی اجتناب ناپذیر یا عارضه ای فرهنگی
گفتگو با فاتح شیخ


بهارانه
با اظهارنظرهایی از حنیف حیدرنژاد، سعید افشار


مصاحبه های سایت »گفت و گو» و رسانه های ایرانی
و در حاشیه؛ گفتگو با سیامک ستوده


بن بست«تلاش های ایرانیان» برای اتحاد؟!
(در حاشیه نشست پراگ)

گفتگو با حسین باقرزاده


اتهام زنی؛ هم تاکتیک، هم استراتژی
(در حاشیه ایران تریبونال)

گفتگو با یاسمین میظر


ایران تریبونال؛ دادگاه دوم
گفتگو با ایرج مصداقی


لیبی، سوریه... ایران (2)
گفتگو با مصطفی صابر


لیبی، سوریه... ایران؟
گفتگو با سیاوش دانشور


مقوله «نقد» در جامعه تبعیدی ایرانی
گفتگو با مسعود افتخاری


در حاشیه نشست پنج روزه
(آرزو می کنم، ای کاش برادرهایم برمی گشتند)

گفتگو با رویا رضائی جهرمی


ایران تریبونال؛ امیدها و ابهام ها
گفتگو با اردوان زیبرم


رسانه های همگانی ایرانی در خارج کشور
گفتگو با رضا مرزبان


مستند کردن؛ برّنده ترین سلاح
گفتگو با ناصر مهاجر


کارگران ایران و حکومت اسلامی
گفتگو با مهدی کوهستانی


سه زن
گفتگو با سه پناهندهٔ زن ایرانی


بهارانه؛ تأملی بر «بحران رابطه» در جامعه تبعیدی ایرانی
گفتگو با مسعود افتخاری


صرّاف های غیرمجاز ایرانی در بریتانیا


اتحاد و همکاری؛ ‌چگونه و با کدام نیروها؟
گفتگو با تقی روزبه


پوشه های خاک خورده(۵)
مافیای سیگار و تنباکو


پوشه‌ های خاک خورده (۴)
دروغ، توهم؛ بلای جان جامعه ایرانی


«چپ ضد امپریالیسم» ایرانی
گفت‌وگو با مسعود نقره‌کار


حمله نظامی به ایران؛ توهم یا واقعیت
گفتگو با حسین باقرزاده


پوشه های خاک خورده(۳)
تلّی از خاکستر- بیلان عملکرد فعالان سیاسی و اجتماعی


پوشه های خاک خورده (۲)
پخش مواد مخدر در بریتانیا- ردّ پای رژیم ایران


پوشه های خاک خورده (۱)
کالای تن- ویزای سفر به ایران


... لیبی، سوریه، ایران؟
گفتگو با فاتح شیخ


هولیگان های وطنی؛ خوان مخوف


زندان بود؛ جهنم بود بخدا / ازدواج برای گرفتن اقامت
گفتگو با «الهه»


فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی... (بخش دوم)
گفتکو با کوروش عرفانی


فکت، اطلاع رسانی، شفاف سازی؛ غلبه بر استبداد (بخش اول)
گفتگو با کوروش عرفانی


حکومت استبدادی، انسان جامعه استبدادی
گفتگو با کوروش عرفانی


چرا حکومت اسلامی در ایران(۳)
گفتگو با «زهره» و «آتوسا»


چرا حکومت اسلامی در ایران (۲)
گفتگو با مهدی فتاپور


چرا حکومت اسلامی در ایران؟
گفتگو با علی دروازه غاری


رخنه، نفوذ، جاسوسی (۲)
گفتگو با محمود خادمی


رخنه، نفوذ، جاسوسی
گفتگو با حیدر جهانگیری


چه نباید کرد... چه نباید می کردیم
گفت و گو با ایوب رحمانی


پناهجویان و پناهندگان ایرانی(بخش آخر)
گفتگو با محمد هُشی(وکیل امور پناهندگی)


پناهجویان و پناهندگان ایرانی (۲)
سه گفتگوی کوتاه شده


پناهجویان و پناهندگان ایرانی(۱)
گفت و گو با سعید آرمان


حقوق بشر
گفتگو با احمد باطبی


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفت‌وگو با کوروش عرفانی


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با عباس (رضا) منصوران


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
«پنج گفتگوی کوتاه شده»


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با رحمان حسین زاده


سرنگونی حکومت اسلامی... چگونه؟
گفتگو با اسماعیل نوری علا


ما و دوگانگی‌های رفتاری‌مان
گفتگو با مسعود افتخاری


ترور، بمبگذاری، عملیات انتحاری
گفتگو با کوروش عرفانی


اغتشاش رسانه‌ای
گفتگو با ناصر کاخساز


کاسه ها زیر نیم کاسه است
گفتگو با م . ایل بیگی


حکومت اسلامی، امپریالیسم، چپ جهانی و مارکسیستها
گفتگو با حسن حسام


چپ سرنگونی طلب و مقوله آزادی بی قید و شرط بیان
گفتگو با شهاب برهان


تحرکات عوامل رژیم اسلامی در خارج (۳)
انتشار چهار گفتگوی کوتاه


تحرکات عوامل اطلاعاتی رژیم اسلامی در خارج (۲)
تجربه هایی از: رضا منصوران، حیدر جهانگیری، رضا درویش


تحرکات عوامل اطلاعاتی رژیم اسلامی در خارج کشور
گفتگو با حمید نوذری


عملیات انتحاری
گفتگو با کوروش طاهری


هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است(۲)
گفتگو با مینا انتظاری


حکایت «ما» و جنبش های اجتماعی
گفتگو با تنی چند از فعالان «جنبش سبز» در انگلستان


سیاستمداران خطاکار، فرصت طلب، فاسد
گفتگو با مسعود افتخاری


هوشیار باشیم؛ مرداد و شهریور ماه نزدیک است!
گفتگو با بابک یزدی


مشتی که نمونه خروار است
گفتگو با«پروانه» (از همسران جانباخته)


کارگر؛ طبقه کارگر و خیزشهای اخیر در ایران
گفتگو با ایوب رحمانی


تریبیونال بین المللی
گفتگو با لیلا قلعه بانی


سرکوب شان کنید!
گفتگو با حمید تقوایی


ما گوش شنوا نداشتیم
گفتگو با الهه پناهی


خودکشی ...
گفتگو با علی فرمانده


تو مثل«ما» مباش!
گفتگو با کوروش عرفانی


«تحلیل» تان چیست؟!
گفتگو با ایرج مصداقی


شما را چه می‌شود؟
گفتگو با فرهنگ قاسمی


چه چیزی را نمی دانستیم؟
با اظهار نظرهایی از: مهدی اصلانی، علی فرمانده، بیژن نیابتی، ی صفایی


۲۲ بهمن و پاره ای حرفهای دیگر
گفتگو با البرز فتحی


بیست و دوم بهمن امسال
گفتگو با محمد امینی


تروریست؟!
گفتگو با کوروش مدرسی


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است(۴)
گفتگو با مسعود نقره کار


باید دید و فراموش نکرد!
گفتگو با «شهلا»


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است (۳)
گفتگو با رضا منصوران


چرا«جمهوری» اسلامی سی سال در قدرت است؟(۲)
گفتگو با علی اشرافی


چرا«جمهوری» اسلامی ایران سی سال در قدرت است؟
گفتگو با رامین کامران


سایه های همراه (به بهانه انتشار سایه های همراه)
گفتگو با حسن فخّاری


آغاز شکنجه در زندانهای رژیم اسلامی
گفتگو با حمید اشتری و ایرج مصداقی


گردهمایی هانوفر
گفتگو با مژده ارسی


گپ و گفت دو همکار
گفتگو با سعید افشار (رادیو همبستگی)


«سخنرانی» نکن... با من حرف بزن
گفتگو با شهاب شکوهی


«انتخابات»، مردم...(۷)
(حلقه مفقوده)

گفتگو با «سودابه» و«حسن زنده دل»


«انتخابات»، مردم...(۶)
(فاز سوم کودتا، اعتراف گیری)

گفتگو با سودابه اردوان


«انتخابات»، مردم...(۵)
گفتگو با تقی روزبه


«انتخابات»، مردم...(۴)
گفتگو با رضا سمیعی(حرکت سبزها)


«انتخابات»، مردم...(۳)
گفتگو با سیاوش عبقری


«انتخابات»، مردم...(۲)
گفتگو با حسین باقرزاده


«انتخابات»، مردم...؟!
گفتگو با فاتح شیخ
و نظرخواهی از زنان پناهجوی ایرانی


پناهجویان موج سوم
گفتگو با علی شیرازی (مدیر داخلی کانون ایرانیان لندن)


رسانه
به همراه اظهارنظر رسانه های«انتگراسیون»، «پژواک ایران»، «سینمای آزاد»، «ایران تریبون»، «شورای کار»


گردهمایی هانوفر...
گفتگو با محمود خلیلی


سی سال گذشت
گفت‌وگو با یاسمین میظر


مسیح پاسخ همه چیز را داده!
گفت‌وگو با«مریم»


«کانون روزنامه‌نگاران و نویسندگان برای آزادی»
گفت‌و گو با بهروز سورن


تخریب مزار جانباختگان...حکایت«ما»و دیگران
گفت‌وگو با ناصر مهاجر


همسران جان‌باختگان...
گفت‌وگو با گلرخ جهانگیری


من کماکان«گفت‌وگو» می‌کنم!
(و کانون ۶۷ را زیر نظر دارم)


مراسم لندن، موج سوم گردهمایی‌ها
گفت‌وگو با منیره برادران


سرنوشت نیروهای سازمان مجاهدین خلق در عراق
گفتگو با بیژن نیابتی


اگر می‌ماندم، قصاص می‌شدم
گفتگو با زنی آواره


صدای من هم شکست
گفتگو با «مهناز»؛ از زندانیان واحد مسکونی


بازخوانی و دادخواهی؛ امید یا آرزو
گفتگو با شکوفه‌ منتظری


«مادران خاوران» گزینه‌ای سیاسی یا انتخابی حقوق بشری
گفتگو با ناصر مهاجر


«شب از ستارگان روشن است»
گفتگو با شهرزاد اَرشدی و مهرداد


به بهانۀ قمر...
گفتگو با گیسو شاکری


دوزخ روی زمین
گفتگو با ایرج مصداقی


گریز در آینه‌های تاریک
گپی دوستانه با مجید خوشدل


سردبیری، سانسور، سرطان... و حرفهای دیگر
گفتگو با ستار لقایی


بهارانه
پرسش‌هایی «خود»مانی با پروانه سلطانی و بهرام رحمانی


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله (3)
گفتگو با حسن فخاری


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله (2)
من همان امیر حسین فتانت «دوست» کرامت دانشیان هستم!
گفتگو با ناصر زراعتی


ایرانیان لندن، پشتیبان دانشجویان دربند
با اظهار نظرهایی از: جمال کمانگر، علی دماوندی، حسن زنده دل یدالله خسروشاهی، ایوب رحمانی


«فتانت»، فتنه‌ای سی و چند ساله
گفتگو با رضا (عباس) منصوران


کدام «دستها از مردم ایران کوتاه»؟
گفتگو با تراب ثالث


میکونوس
گفتگو با جمشید گلمکانی
(تهیه کننده و کارگردان فیلم)*


«انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» در ایران اسلامی!؟
گفتگو با بیژن مهر (جبهه‌ی ملّی ایران ـ امریکا)


چه خبر از کردستان؟
گفتگو با رحمت فاتحی


جنده، جاکش... ج. اسلامی
گفتگویی که نباید منتشر شود


حمله نظامی به ایران؛ توهم یا واقعیّت
گفتگو با محمد پروین


گردهمایی کلن: تکرار گذشته یا گامی به سوی آینده
گفتگو با مژده ارسی


عراق ویران
گفتگو با یاسمین میظر


شبکه‌های رژیم اسلامی در خارج از کشور
گفتگو با حسن داعی


نهادهای پناهند گی ایرانی و مقوله‌ی تبعید
گفتگو با مدیران داخلی جامعه‌ی ایرانیان لندن
و
کانون ایرانیان لندن


به بهانه‌ی تحصن لندن
گفتگو با حسن جداری و خانم ملک


به استقبال گردهمایی زندانیان سیاسی در شهر کلن
گفتگو با «مرجان افتخاری»


سنگ را باید تجربه کرد!
گفتگو با «نسیم»


پشیمان نیستید؟
گفتگو با سعید آرمان «حزب حکمتیست»


هنوز هم با یک لبخند دلم می‌رود!
گپی با اسماعیل خویی


چپ ضد امپریالیست، چپ کارگری... تحلیل یا شعار
گفتگو با بهرام رحمانی


زنان، جوانان، کارگران و جایگاه اندیشمندان ایرانی
گفتگو با «خانمی جوان»


گردهمایی سراسری کشتار زندانیان سیاسی
گفتگو با «همایون ایوانی»


روز زن را بهت تبریک می‌گم!
گفت‌وگو با «مژده»


دو کارزار در یک سال
گفت‌وگو با آذر درخشان


آخیش . . . راحت شدم!
گفتگو با «مهدی اصلانی»


غریبه‌ای به نام کتاب
گفتگو با «رضا منصوران»


زندان عادل‌آباد؛ تاولی چرکین، کتابی ناگشوده...
گفتگو با «عادل‌آباد»


این بار خودش آمده بود!
گفتگو با پروانه‌ی سلطانی


چهره بنمای!
با اظهار نظرهایی از: احمد موسوی، مهدی اصلانی، مینو همیلی و...
و گفتگو با ایرج مصداقی


شب به خیر رفیق!
گفتگو با رضا غفاری


رسانه‌های ایرانی
گفتگو با همکاران رادیو برابری و هبستگی، رادیو رسا
و سایت‌های دیدگاه و گزارشگران


مراسم بزرگداشت زندانیان سیاسی (در سال جاری)
«گفتگو با میهن روستا»


همسایگان تنهای ما
«گفتگو با مهرداد درویش‌پور»


پس از بی‌هوشی، چهل و هشت ساعت به او تجاوز می‌کنند!


شما یک اصل دموکراتیک بیاورید که آدم مجبور باشد به همه‌ی سؤالها جواب دهد
«در حاشیه‌ی جلسه‌ی سخنرانی اکبر گنجی در لندن»


فراموش کرده‌ایم...
«گفتگو با شهرنوش پارسی پور»


زندانی سیاسی «آزاد» باید گردد!
گفتگو با محمود خلیلی «گفتگوهای زندان»


تواب
گفتگو با شهاب شکوهی «زندانی سیاسی دو نظام»


خارجی‌های مادر... راسیست
«گفتگو با رضا»


شعر زندان و پاره‌ای حرف‌های دیگر
«در گفتگو با ایرج مصداقی»


ازدواج به قصد گرفتن اقامت
گفتگو با «شبنم»


کارزار «زنان»... کار زار «مردان»؟!
«گفتگو با آذر درخشان»


اوضاع بهتر می‌شود؟
«گفتگو با کوروش عرفانی»


اتم و دیدگاه‌های مردم


اخلاق سیاسی


چهارپازل، سه بازیگر، دو دیدگاه، یک حرکت اشتباه، کیش... مات
«گفتگو با محمدرضا شالگونی»


کارزار چهار روزۀ زنان
گفتگو با یاسمین میظر


مرغ سحر ناله سر کن
«گفتگو با سحر»


اسکوات*، مستی، شعر، نشئگی... و دیگر هیچ!
«گفتگو با نسیم»


درختی که به خاطر می‌آورد
گفتگو با مسعود رئوف ـ سینماگر ایرانی


شاکیان تاریخ چه می‌گویند؟
پای درد دل فرزندان اعدامی


روایتی از زندان و پرسش‌های جوانان
«در گفتگو با احمد موسوی»


جمهوری مشروطه؟ !
در حاشیۀ نشست برلین «گفتگو با حسین باقرزاده»


مروری بر روایت‌های زندان
در گفتگو با ناصر مهاجر


اعتیاد و دریچه دوربین - گفتگو با مریم اشرافی


انشعاب، جدایی و ...
در گفتگو با محمد فتاحی (حکمتیست)


چه شد ... چرا این‌چنین شد؟
در گفتگو با محمدرضا شالگونی، پیرامون «انتخابات» اخیر ایران


«انتخابات» ایران، مردم و نیروهای سیاسی


گفتگو با یدالله خسروشاهی


روایتی از مرگ زهرا کاظمی


گفتگو با جوانی تنها


گفتگو با گیسو شاکری


گفتگو با لیلا قرایی


گفتگو با شادی


گفتگو با ایرج مصداقی، نویسنده‌ی کتاب «نه زیستن نه مرگ»


گفتگو با جوانان


نتیجه‌ی نظرخواهی از مردم و نیروهای سیاسی در مورد حمله‌ی نظامی امریکا به ایران


گفتگو با مهرداد درویش پور


گفتگو با نیلوفر بیضایی، نویسنده و کارگردان تأتر


سلاح اتمی ... حمله‌ی نظامی ... و دیگر هیچ!
گفتگو با محمد رضا شالگونی و یاسمین میظر


اين‌بار برای مردم ايران چه آشی پخته‌ايد؟
گفتگو با مهرداد خوانساری «سازمان مشروطه‌خواهان ايران (خط مقدم)»


به استقبال کتاب «نه‌ زیستن نه مرگ»


«بازگشت» بی بازگشت؟
مروری بر موضوع بازگشت پناهندگان سیاسی به ایران


پرسه‌ای در کوچه‌های تبعید


 
 

بازچاپ مطالب سایت «گفت‌وگو» با ذکر منبع آزاد است.   /  [www.goftogoo.net] [Contact:goftogoo.info@gmail.com] [© GoftoGoo Dot Net 2005]